ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٨ - تفسير
كرديم كه گفتند مقصود باين انتظار ثواب است.
و سوّم. اينكه نقطه نظر جايز است كه متعدّى بالى شود بنا بر اينكه نظر بمعناى انتظار باشد چنانچه رؤيت متعدّى بالى شده در قول خداى تعالى كه ميفرمايد:( أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَ) پس جارى كرده كلام را بر معنى و گفته نشود رأيت الى فلان و كلام را جارى بر معنى كند. مثل قول فرزدق:
|
و لقد عجبت الى هوازن اصبحت |
منّى تلوذ ببظر ام جرير |
|
و من تعجّب كردم از هوازن كه صبح كرد در حالى كه از من پناه ميبرد به اطراف فرج و عورت ام جرير پس عجبت را متعدّى بالى نموده براى اينكه بمعناى نظرت ميباشد.
٢- ابى مسلم گويد: اينكه بمعناى آرزومندى و اميدوارى بتجديد كرامت باشد چنانچه گفته ميشود عينى ممدودة الى اللَّه تعالى و الى فلان چشم من اميدوار بسوى خداى تعالى و يا فلانى است و اذا شاخص الطّرف الى فلان و چون چشم بعضى از اعضاء صورت و چهره است اضافه كرده نظرى را كه بسبب چشم واقع و حاصل ميشود بچشم.
٣- اينكه باين معنى باشد كه ايشان آمال و آرزو و طمع خود را از همه جز خداى قطع كردهاند و وجههاى ديگرى گفتهاند. پس خداى سبحان كنايه زده از طمع بنظر آيا نميبينى كه رعيّت انتظار دارد نظر شاه را و طمع ميكند در محبّتها و بخششهاى او و روا ساختن حوائج او.
پس نظر مردم مختلف است. پس عدّهاى نظر اميد بسلطان دارند و عدّهاى بتجارت و كسب و كار، و عدّهاى بزراعت و كشاورزى و عدّهاى هم