ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٦ - تفسير
[١]
اعراب:
احياء منصوب است به اينكه مفعول قول او كفاتا باشد معنايش اين است اينكه در بر گيرد زندهها و مردگان را پس بنا بر اين كفاتا مصدر است و اگر جمع كفت باشد. پس عامل در احياء خواهد بود و تقديرش در بردارد زندهها يا در بر ميگيرد زندهها و مردهها را.
تفسير:
سپس خداوند سبحان ياد نمود آنچه را كه با مكذّبين نخستين نموده پس گفت( (أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ)) آيا كافرهاى نخست را هلاك نكرديم به عذاب و شكنجه در دنيا چون قوم نوح و عاد و ثمود را وقتى تكذيب كردند، پيغمبران خود را( (ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ)) سپس ديگران را بسر نوشت آنها مبتلا نكرديم چون قوم لوط و ابراهيم را (نتبعهم) را عطف بر نهلك نكرد تا
[١] يعنى نهرهاى معروفه نزد ايشان نه در تمام زمين چنانچه مردى از ما ميگويد شعراء چهار نفرند پس آنها را ميشمارد و قصد ميكنى در زبانت.
متنبّى شاعر گويد: سير كردم تا جيحون از زمينهاى آمد را و آمد اكنون در بلاد در تركيّه است و دلالت ميكند بر اينكه جيحون در اينجاست رود سيحان بالف( در بلاد ترك است و در درياى روم ميريزد و بهتر اين است كه مقصود ابن عبّاس همان سيحون نهر بلخ باشد كه از بلاد عربى دور است. مترجم گويد:
ممكنست كه غير از سيحون و جيحون بلخ و بخارا سيحان و جيحانى در تركيه باشد.