ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٤ - لغت
او خواهد بود و ارداف نجوم پى در پى بودن بعضى از آن بعضى ديگر است و ارداف ملوك در جاهليت آنهايى بودند كه جانشين ملوك ميشدند. و ردفان شب و روز است (كه در پى هم خواهند بود). الوجيف: پريشانى و اضطراب شديد است. و قلب واجف. دل پريشان را گويند. و وجيف شتاب و سرعت در سير است. او جف السير- يعنى شتاب كرد در حركت. و از عج الرّكاب فيه. يعنى در حركت بشدّت و سختى ركاب زد.
الحافره: محفوره يعنى در گو (مثل ماء دافق) يعنى مدفوق و بعضى گفتهاند: الحافره بمعناى زمين حفر شده است. و رجع الشيخ فى حافرته يعنى از جايى كه آمده بود برگشت و اين مثل برگشت قهقرى بعقب برگشتن است.
شاعر گويد:
|
احافرة على صلع و شيب |
معاذ اللَّه من سفه و عار |
|
آيا از ريختن موى جلوى سر و سفيد شدن محاسن بر گشتى است پناه بر خدا ميبرم از ننگ و سفاهت يعنى آيا بر گشتى بسوى جوانى و اوّل زندگيست شاهد در اين بيت كلمه حافره است كه بمعنى بر گشت بقهقرى است.
يعنى آيا بر گشتى بسوى جوانى و اوّل زندگيست و گفته ميشود النّقد عند الحافره يعنى قرار نميگيرد سم اسب تا اينكه نقد و دريافت كند ثمن و جايزه مسابقه را براى اين كه جهت خويش نسيه فروخته نميشود سپس بسيار شد اين مثل تا در غير حافر هم گفته شد.
السّاهره: يعنى روى زمين. و عرب روى زمين از بيابانهاى خشك را ساهره گويد يعنى صاحب بيدار شبى. براى اينكه هر كس در آن باشد