ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٨ - اعراب
اقبره: براى او قبرى قرار داد و الاقبار جمع قبر است براى دفن مرده در آن و گفته ميشود (اقبرنى فلانا) يعنى قرار داد فلانى مرا كه او را دفن كنم. و قابر كسى را گويند كه مرده را با دست خود دفن نمايد.
اعشى گويد:
|
لو اسندت ميتا الى نحرها |
عاش و لم ينقل الى قابر[١] |
|
اگر مرده اى را تكيه دهد بسينه و گلويش زنده شود و نقل بسوى گور نشود (در اين بيت معشوقه خود را تعريف و توصيف و مبالغه در وصف او نموده) شاهد اين بيت قابر است كه بمعنى گور كن و دفن كننده است.
|
حتّى يقول النّاس ممّا رأوا |
يا عجبا للميّت النّاشر |
|
تا مردم از آنچه ديدند تعجّب نموده و بگويند اى عجب و شگفت، بر مردهاى كه زنده شده و راه ميرود.
الانشار: زنده شدن براى تصرّف است بعد از مرگ مثل باز شدن لباس بعد از جمع شدن.
اعراب:
((ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ)) سبيل منصوب است بفعل مخفى است، كه تفسير آن را اين ظاهر ميكند. تقديرش (ثمّ يسر السّبيل يسر له) يعنى براى انسان سپس جار و مجرور (له) حذف شده و قول او سبحانه( (كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ))
[١] اين بيت از قصيدهى او ميباشد كه امير المؤمنين ٧- استشهاد ببيت او نموده. شتان ما يومى على كورها و يوم حيان اخى جابر. و او از شعراء جاهليت بوده است و حضرت در خطبه شقشقيه خود متمثل به بيت مزبور او شده.