ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٢٦
و يعنى او بسيار آمرزنده و عادتش بخشيدن گناهانست.
((الْوَدُودُ)) مجاهد گويد: اولياء و دوستان خود را. ازهرى در تفسير نامهاى خدا گويد: ممكن است ودود بر وزن فعول بمعناى مفعول مانند ركوب و حلوب باشد. و معنايش اين باشد كه بندگان صالح خدا را دوست بدارند براى آنچه از فضل و كرم او شناختهاند. و براى آنچه بر ايشان از نعمتها تكميل نموده گويد: و هر دو صفت مدح است زيرا خداوند سبحان اگر دوست بدارد بندگان صالح خود را پس اين فضلى است از او بر آنان. و اگر بندگان مطيع خدا را دوست بدارند پس براى شناخت و معرفت ايشانست فضل و احسان خدا را.
((ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ)) صاحب عرش بزرگ است. قاريان اكثرا مجيد را مرفوع خواندهاند براى اينكه مجيد صفت خداوند سبحانست و در غير صفت خداى تعالى شنيده نشده اگر چه ماجد شنيده ميشود. و كسى كه مجيد را مكسور خوانده آن را صفت عرش قرار داده است.
از ابن عبّاس روايت شده كه او گويد: مقصود از مجيد عرش و زيبايى آن است. و مؤيد اين اينست كه عرش را تعريف و توصيف بكرم نموده در آيه( رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ). پس نيز جايز است كه موصوف بمجد هم باشد براى اينكه معناى آن كمال و علو و رفعت است.
و عرش كاملترين و بالاترين هر چيز و جامعترين موجودات است در زيبايى.
((فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ)) عطاء گويد: طلب كردن چيزى او را عاجز و خسته نميكند و چيزى را كه او اراده كند برايش ممتنع نيست.