ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨٠ - شرح لغات
شرح لغات:
الصالح: عامل صلاحى كه نيكو ميشود حالش بسبب آن در دين. و امّا مصلح پس آن فاعل صلاح است كه قائم ميشود بسبب اوامرى از امور. و براى همين خداى سبحان موصوف ميشود به اينكه مصلح است (يا مصلح) و موصوف نميشود به اينكه صالح است.
الطرائق: جمع طريقه و آن جهت مستمره مرتبهاى بعد از مرتبه ديگر است.
القدد: بمعنى قطع و جمع قده و آن مستمر بقداست در يك جهت.
الرّهق: لاحق كردن اسراف است در كار و آن ظلم و ستم است.
القاسط: بمعناى جائر و بيدادگر است و المسقط بمعنى عادل، و دادگر است. و نظير آن التّرب بمعناى فقير و المترب بمعناى توانگر و غنى است و اصل آن تراب است. پس اوّل مالش رفته و بخاك نشسته و چسبيده و دوّمى مترب، مالش زياد شده تا بعدد و اندازه خاك گرديده است، و همين طور است قاسط كه او عدول از حقّ نموده و مقسط كه عدول بسوى حق كرده است. گويد:
|
قوم هم قتلوا ابن هند عنوة |
عمر او هم قسطوا على النّعمان |
|
مردمى كه ايشان كشتند عمر پسر هند را ناگهان و ايشان بودند كه ستم و ظلم كردند بر نعمان و او را بامر پرويز پادشاه ايران در زير پاى فيل انداخته و هلاك كردند. شاهد اين بيت قسطوا كه بمعناى بيدادگرى آمده است. و ديگرى گفته:
|
قسطنا على الاملاك فى عهد تبّع |
و من قبل ما اردى النفوس عقابها |
|