ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥٤ - چهره بتهاى مردم عرب
(وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً) و آنها اگر ماندند توليد نكنند مگر گنهكار كافر. حضرت نوح ٧ از خود علم غيب نداشت و چون خدا به او افاضه فرمود دانست كه از آنها جز كافر و گنهكار بوجود نيايد و مقصود اينست توليد نميكنند مگر كه در موقع بلوغشان كافرند. براى اينكه كسى كه كفر از او سر نزده مذمّت بكفر نميشود.
مقاتل و عطاء و ربيع گفتهاند: نوح ٧ اين جمله را گفت براى اين بود كه خداى تعالى هر چه مؤمن بود از اصلاب بيرون آورد، و رحم زنان آنها از زايمان عقيم و نازا شد و چهل سال قبل از عذاب و آمدن طوفان كمر مردان آنها خشك و بى نطفه شد. و خداوند تعالى نوح ٧ را خبر داد به اينكه ايشان ايمان نميآورند و توليد مؤمن هم نمىكنند پس در اين هنگام بر ايشان نفرين نمود. پس خداوند دعاء او را اجابت نمود و تمام آنها را هلاك كرد و در موقع عذاب كودكى در ميان آنها نبود آن گاه براى خود و مؤمنين و مؤمنات دعا نموده و گفت:( رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَ) پروردگارا بيامرز مرا و پدر و مادرم را و نام پدرش كمك بن متوشلخ و نام مادرش سمحاء دختر انوش و هر دو مؤمن بودند و بعضى گفتهاند مقصودش آدم و حوّاء بود.
(وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً) و هر كس كه داخل خانه من ميشود و مؤمن باشد بيامرز.
ضحّاك گويد: يعنى داخل مسجد من شود و بگفته بعضى داخل كشتى من شود و بگفته بعضى مقصودش بيت محمّد ٦ بوده( وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ) و بيامرز عموم مؤمنين و مؤمنات را و بگفته كلبى از امّت محمّد ٦ را.