ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥٣ - چهره بتهاى مردم عرب
در يك حال. قوم نوح از طرفى غرق ميشدند و از طرف ديگر ميسوختند در آتش.
ابن انبارى در اين باره سروده:
|
الخلق مجتمع طورا و مفترق |
و الحادثات فنون ذات اطوار |
|
مردم طرزى گرد هم و بطورى پراكندهاند و حوادث و رويدادها اقسام و طورهاى گوناگون است.
|
لا تعجبنّ لاضداد اذا اجتمعت |
فاللّه يجمع بين الماء و النّار |
|
البتّه تعجّب نكن براى چيزهايى كه ضدّ يكديگرند هر گاه جمع شدند. پس خداوند تعالى ميان آب و آتش جمع ميكند شاهد اين دو بيت در جمع و تفريق مردم و اجتماع آب و آتش است[١].
(وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً) نوح ٧ گفت پروردگارا بر روى زمين احدى از كفّار باقى مگذار. يعنى هيچكس از ايشان زنده نگذار مگر اينكه هلاكش كنى.
قتاده گويد: حضرت نوح ٧ نفرين بر آنها نكرد مگر اينكه بر او نازل شد كه جز آنان كه ايمان آوردهاند ديگر هرگز كسى از قومش ايمان نياورد. و براى همين گفت.
(إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ) البتّه اگر ايشان را باقى گذارى بندگان تو را گمراه كنند يعنى اگر ايشان را رها كردى و هلاكشان نكردى به سبب تبليغات سوء و دعوت بخلاف بندگانت را از دين گمراه كنند.
[١] در حديث معراج است كه پيغمبر٦ فرمود در آسمان فرشتهاى ديدم نصفش از يخ و نصفش از آتش بود و دعا ميكرد و ميگفت اى خدايى كه ميان آتش و يخ را تأليف دادهاى دلهاى بندگان مؤمن را با هم الفت بده( مترجم)