ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٩ - اعراب
كرده است شاهد در اين بيت شواته است كه بمعناى پوست و موى سر آمده است.
شوى: كناره و اطراف و ما سواى مقتل شاه رگ از هر حيوانى است.
گفته ميشود: رماه فاشواه يعنى بغير گلويش اصابت كرد.
و رمى فاصمى: يعنى بگلو و شاهرگش اصابت كرد. و الشّوى نيز مال پست و بى ارزش است.
الهلوع: حرص فراوان و جزع بسيار است.
الاشفاق: رقت قلب و نازك دلى از تحمّل چيزيست كه ميترسد از كارها و هر گاه دل سخت شد رقّت باطل و نابود ميشود.
العادى: بمعناى خارج از حقّ است گفته ميشود عدا فلان هر گاه خارج شود و عدا فى مشيه: هر گاه تند رود و آن اصل معنى است.
و العادى: ظالم است بسرعت كردن بظلم.
اعراب:
ممكن است عامل در ظرف از قول خدا( يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ) قول خدا.( يُبَصَّرُونَهُمْ) باشد و قول خدا.( يَوَدُّ الْمُجْرِمُ). ممكن است كلام مستأنفه باشد و ممكن است كه در محلّ جرّ بدل از( تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ) باشد. هلوعا( إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً) و جزوعا.( إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً). و منوعا( إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً). منصوب بر حاليّت است. و تقدير اينست:
خلق هلوعا، جزوعا اذا مسّه الشّر، منوعا، اذا مسّه الخير.
المصلّين: منصوب بر استثناء و قول خدا( إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ) است.
زجاج گويد: البتّه اين (على) حمل بر معنى شده و تقديرش فانّهم