ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٧ - مقصود و تفسير
كردند، پس همديگر را از خشم از خون شيرها سقايت كردند، شاهد در اين بيت كلمه (على حرد) است كه بمعناى حنق و غضب آمده.
مقصود و تفسير
سپس خداوند سبحان فرمود:
(إِنَّا بَلَوْناهُمْ) ما اهل مكّه را آزمايش نموديم بگرسنگى و قحطى.
(كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ) چنانچه امتحان نموديم صاحبان بوستانى را كه در آن درخت بود.
سعيد بن جبير گويد: و اين بستان باغى در يمن در قريه و دهكده صروان كه ميان آنها و صنعاء دوازده ميل فاصله بود و متعلّق به بزرگوارى بود كه از حاصل و ميوهجات آن باغ باندازه كفايت خود و عيالش نگهداشته و باقيمانده را تصدّق ميداد.
پس چون از دنيا رفت فرزندانش گفتند ما بتمام ميوهجات اين باغ شايستهتريم براى كثرت عيالمان و ما نيروى آن نداريم كه مانند پدرمان بنمائيم، پس تصميم بر محروم كردن مستمندان گرفتند، پس عاقبتشان بآنجا كشيد كه خدا حكايت آنها را در قرآن بيان نمود و فرمود:
((إِذْ أَقْسَمُوا)) هنگامى كه در ميان خود سوگند ياد كردند.
(لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ) كه ميوهجات باغ را در وقت صبح بچينند.
(وَ لا يَسْتَثْنُونَ) يعنى: در سوگندشان استثناء نكردند و نگفتند، ان شاء اللَّه، پس البتّه گوينده بايد گويد هر آينه البتّه اين كار را ميكنم ان شاء اللَّه مگر اينكه خدا خواهد و معنايش اينست الا ان يشاء اللَّه منعى مگر اينكه خدا منع مرا خواهد يا امكان نمايد مانعى براى من.
(فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ) ابن عبّاس گويد: يعنى آتشى آن باغ