ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٥ - مقصود و تفسير
٣- اينكه من خلق بمعناى مخلوق باشد. و معنا اينست آيا خدا مخلوق خود را نميداند.
(وَ هُوَ اللَّطِيفُ) يعنى داناست بآنچه لطافت و دقت نموده است و بعضى گفتهاند: لطيف ببندگان خود ميباشد از جهتى كه با لطيفترين تدبيرات ايشان را تدبير نموده و لطافت تدبير اينست كه تدبير نافذى نمايد كه از چيزى كه تدبير نمود ستم ننمايد.
و بعضى گفتهاند: لطيف كسى است كه در لطافت فعلش به طورى باشد كه ديگرى بسوى آن هدايت نشود و لطيف بر وزن فعيل بمعناى فاعل مثل قدير و عليم بمعناى قادر و عالم است.
و بعضى گفتهاند: لطيف ملطف مثل بديع بمعناى مبدع است، و گفتهاند: لطف آنست كه تكليف كم نموده و عطاء فراوان دهد.
((الْخَبِيرُ)) خدايى است كه داناى ببندگان و اعمال ايشان است سپس خداوند سبحان انواع نعمتهايى را كه به بندگانش مرحمت كرده شمرده و فرمود.
(هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا) يعنى آن خدايى كه زمين را براى شما آسان و ساكن و مسخّر شما قرار داد كه هر چه بخواهيد در آن انجام دهيد.
و بعضى گفتهاند: يعنى طورى قرار نداده كه رفتن در روى آن ممكن نباشد. بسبب دشوارى و ناراحتى.
و بعضى گفتهاند: ذلول يعنى آماده براى تصرّف و راه رفتن بر آن امكان و زراعت كردن شماست در آن.