ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠ - مقصود و تفسير
از اين گروه[١] و بنا بر اين فرمود (منهم) براى اينكه ايشان وقتى اسلام آوردند از ايشان شدند، پس تمام مسلمانها بر غيرشان يك دست و يكسان و يك امّت هستند گر چه نژادشان مختلف باشد، چنان كه خداوند سبحان فرمود: مردان مؤمن و زنان مؤمنه بعضى از آنها دوستان بعضى ديگرند و كسى كه ايمان به پيمبر ٦ نياورد نيست از آن افرادى كه خداوند تعالى به قولش( وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ) قصد فرموده گر چه پيامبر بسبب دعوت مبعوث به ايشان هم هست، براى قولش( وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ) و كسى كه ايمان نياورد از پاكان كه آنها را قرآن و سنّت بياموزد.
[١] و اين از معجزات پيامبر خدا٦ است زيرا كه آن حضرت خبر داد بفتح مسلمين كشور عجم و ايران را سپس گرايش محكم ايشان را باسلام و نبوغ آنها در علم، و ظاهر اينكه مراد از كتاب چيزيست كه از وحى گرفته ميشود يعنى علوم تقليد و از حكمت آنچه از علوم عقليه اتخاذ ميگردد، آن گاه ملل توانا و بزرگ در علوم اطلاعاتى داشتند ولى عجمهاى قبل از اسلام اصلا چيزى نميدانستند حتّى تاريخ دولتهاى خود و اسامى بزرگان پادشاهانشان- مثل كورش و خشايارشاه را مگر سلاطين ساسانى را كه بقسمى از پريشانى و ناچارى ياد ميكردند، و يهود و كلدانيان از ايشان بتاريخشان داناتر بودند و در جندىشاپور مردمى از نصارى بودند كه بحكمت دانا و بطب يونانى اطّلاع داشتند، پس وقتى اسلام ظاهر شد علوم خود را اظهار كردند بعد از آنى كه سالها در دولت ساسانيان بى نام و نشان بودند و همين طور كلدانيون علم هيئت و ستارهشناسى خود را اظهار نمودند و مسلمين از عجم از ايشان فرا گرفتند و جمع كردند بين كتاب علوم نقلى و حكمت علوم عقلى را و از رومىها و يونانيها بالا زدند.
( شعرانى)