فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٧ - قصاص در قرآن كريم روح الله ملكيان
صلح گفته شود : «الكتاب بدينار»، مقتضاى موقعيت كلام اين است كه «باء» به يكى از مشتقات صلح مانند «صالحت، صالحنا، صولح» تعلق داشته باشد . در آيه {وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ} (٩٣) كه در مقام وموقعيت بيان مجازات قاتل است، مقتضاى اين مقام آن است كه «باء» به يكى از مشتقات «قود» (به معنى كشتن و مجازات قاتل) مانند «يقاد» تعلق داشته باشد. در آيه مورد بحث هم ـ كه در مقام بيان مجازات قاتل است، مقتضاى مقام اين است كه «باء» به يكى از مشتقات «قود» تعلّق داشته باشد.
دو كلمه «قصاص» و «قتلى» پيش از اين توضيح داده شد، اينك سه كلمه «حر» و «عبد» و «انثى» توضيح مختصرى داده مىشود:
لفظ «حرّ»، مخصوص مذكر است و شامل مؤنث نيست؛ زيرا اولاً لفظ «حره» مخصوص مؤنث است؛ ولفظ «حرّ» در قرآن و لغت فصيح عرب در معناى اعم از مذكر به كار نرفته است. ثانياً، اين دو لفظ در تذكير و تأنيث تضاد دارند و چون حرّه مخصوص مؤنث است، ضد آن ـ يعنى حر ـ مخصوص مذكر است . از اين رو، اگر «حر» در آيه در معناى اعم از مذكر و مؤنث استعمال شده باشد، مستلزم خروج از دايره حقيقت و ارتكاب مجاز است كه نه تنها قرينهاى بر آن در آيه نداريم، بلكه دو قرينه بر خلاف آن وجود دارد كه نشان مىدهد مقصود از «حر»، فقط مذكر است . اول اينكه در جمله بعد فرموده است: «العبد بالعبد» و صراحت لفظ عبد در اينكه مخصوص مذكر است بيشتر از صراحت لفظ حر در اختصاص به مذكر است؛ لذا اتحاد سياق مقتضى اين است كه همانطور كه منظور از «عبد» مذكر است، منظور از «حر» هم مذكر باشد. دوم اينكه در جمله سوم فرموده است : «الانثى بالانثى» و آوردن اين جمله بلا فاصله بعد از {الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ} دال بر اين است كه در اين دو جمله از «حر» و «عبد» تنها مذكر مراد بوده و مؤنث اراده
(٩٣) همان.