فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٣٥ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
حتى صدرالمتألهين در اسفار از يكى از عرفا نقل مىكند كه انسان نبايد در شناخت حقايق اشياء، خيلى طمع داشته باشد. ابن سينا از بزرگان مشّائيين و شيخ اشراق از بزرگان اشراقيين نيز اين سخن را گفتهاند (كه دستيابى به حدّ تام، مشكل است). علامه طباطبايى هم فرمودهاند: بايد تقييد كنيم: اگر تعريف و شناخت تفصيلى و عميق مقصود باشد، ما نمىتوانيم به آن دست پيدا بكنيم و اگر هم بگوييم ما هيچ نمىفهميم، اين همان سفسطه است و در اين صورت، وجود ذهنى هم بايد انكار شود؛ در حالى كه ادله وجود ذهنى مىگويد خود ماهيت (البته تا آن اندازهاى كه ممكن است) به ذهن مىآيد. (٧١)
عملاً نيز مىبينيم كه فلسفه، معركه آراء و اقوال انديشمندان، و چالشگاه هميشگىِ نظريات معارضِ فيلسوفان است و فىالمثل حكيم قلهپو و چابك انديشهاى چون بوعلى سينا از يكسو، ايراداتِ اساسىِ متعددى بر نظريات فيلسوفان پيش از خود، از جمله ارسطو، وارد مىسازد و از سوى ديگر، آراء خود وى، آماج انتقاد فيلسوفان بزرگ بعدى نظير صدرالمتألهين قرار مىگيرد يا حكيم بىهمتايى چون محقق داماد به نظريه اصالت ماهيت مىگرود اما شاگرد برجسته و صاحبنامش، صدرا، از نظريه مقابل آن (اصالت وجود) دم مىزند. و اين رشته ادامه دارد...
حتى اگر به «محدوديت و نقصِ ذاتىِ» عقل بشر هم قائل نباشيم، بايد بپذيريم كه «عقل» آدمى، به خودىِ خود، و جدا و مستقل از «علم و آگاهى» به واقعيات عينى خارجى، نمىتواند در مسير كشف حقايق قدم بردارد، و عقل جزئى براى ارتباط با جهان هستى، و استكشاف خصوصيات آن، و تعيين تكليف براى بشر در موضوعات گوناگون، نيازمند «معلوماتِ صحيحِ گستردهاى» است كه «تصوير درست»ى از عالَم خارج و اجزاى آن به وى دهد تا بر مبناى اين اطلاعات، به انتزاع
(٧١) همان: صص ٢٥٠ـ٢٥١.