فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٩ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
١١. وحدت طريق
يكى از مسالك علت در ميان انديشه وران اصولى شيعه، وحدت طريق يا وحدت ملاك است كه در تعريف آن گفتهاند:
هر گاه، حكم موضوعى بر موضوع ديگر منطبق باشد و وجود ملاك و مناط در هر دو موضوع از نص استفاده شود، از اين روش به وحدت ملاك يا اتحاد طريق مسئلتين تعبير مىكنند. (٢٠٣)
براى مثال، اگر دعوايى عليه ميت با بينه اثبات شود، مدعى بايد افزون بر بينه، سوگند نيز ياد كند؛ زيرا اگر ميت زنده بود، امكان داشت بينه را رد كند. در اين مورد، نص شرعى وجود دارد، اما در مورد كودك مجنون و غايب نيز كه نص خاصى وارد نشده، همين حكم جارى است؛ زيرا آن، اتحاد طريق يا وحدت ملاك مسئلتين است. (٢٠٤)
در حجيت و اعتبار شرعى اين مسلك مىتوان گفت كه اگر كشف ملاك حكم از نص شرعى صورت پذيرد و عرف از كلام شارع، وحدت در موضوع با ملاك يكسان را بيابد و كلام شارع در حد ظهور عرفى باشد، ادله حجيت ظواهر، آن را در بر مىگيرد و در غير اين صورت، حجيت آن، محل تأمل است.
١٢ . تنقيح مناط
يكى از راههاى شناسايى ملاك و تعدى از نص كه در فروع فقهى دانشمندان اهل سنت و شيعه بدان استناد شده، تنقيح مناط است.
در تعريف علمى تنقيح مناط و نسبت آن با قياس، تعابير گوناگونى از سوى اصوليان اهل سنت و شيعه ارائه شده است.
(٢٠٣) وحيد بهبهانى، محمد باقر، الفوائد الحائريه، ص ١٤٩.
(٢٠٤) العاملى(الشهيد الثانى)، زين الدين، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، ج ٢، ص ٢٨٧.