فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
مجال ديگرى را مىطلبد . در يك جمع بندى از مواردى كه به آنها اشاره شد، مىتوان به اين اصل كلى دست يافت كه هرگاه فهم عرفى بر عليت صفتى براى حكم شارع، دلالت كند و الفاظ شارع مشعر بر عليت باشد، تعدى حكم به موارد ديگر جايز است.
٢ ـ ٣ . حجيت مسلك ايما و تنبيه
در اعتبار و ارزش مسلك ايما و تنبيه از نظر شرعى، ميان اصوليان اختلاف است؛ برخى دلالت ايما را نوعى ظهور لفظى دانسته و معتقدند كه بحث از حجيت آن از صغريات بحث حجيت ظواهر است . برخى ديگر ايما را نوعى دلالت عقلى مىدانند كه فهم آن نياز به اجتهاد عقلى دارد كه در اين صورت، هرگاه اجتهاد همراه با اطمينان عرفى باشد، حجت است و گرنه اعتبار ندارد.
٤ .مفهوم
يكى ديگر از مسالك علت، مفهوم است كه خود بر دو گونه است :
١ ـ ٤ . مفهوم موافق
قضيهاى است كه حكم آن نفياً و اثباتاً موافق حكم منطوق است، ولى علت حكم در مفهوم، قوىتر و شديدتر از علت حكم در منطوق است كه آن را اصطلاحاً قياس اولويت، لحن خطاب يا فحواى خطاب نيز مىنامند. مانند آيه شريفه : {فلا تقل لهما أفّ ولا تنهر هما و قل لهما قولاً كريم} (١٣١) كه از آن، حرمت تأفيف پدر و مادر استفاده مىشود و حرمت ضرب و شتم آنان به طريق اولى فهميده مىشود.
(١٣١) الاسراء/ ٢٣ .