فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٩ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
ب) ترتب حكم بر وصف به وسيله «فاء» تعقيب يا تسبيب كه از آن عليت فهميده مىشود، خواه در پىآمدن حرف «فاء» در سخن شارع باشد و خواه در گفته راوى مانند «السارق و السارقة فاقطعوا أيديهما» (١٢٦) و يا حديث نبوى : «من أحيا ارضاً ميته فهى له». (١٢٧)
ج) شارع پس از رخداد حادثهاى و علم به صفتى حكمى را بيان كند؛ مانند داستان اعرابى كه به پيامبر اكرم(ص) گفت : «واقعت أهلى في رمضان و انا صائم»، آن حضرت فرمود : «اعتق رقبة». (١٢٨) بر اساس اين روايت مىتوان دريافت كه وجوب آزاد كردن برده، به سبب همبستر شدن عمدى در ماه رمضان در حال روزه بوده است.
د) شارع ابتدا امر به فعلى كرده، سپس مخاطب را از چيزى نهى كند كه نشان مىدهد نهى شارع، علت براى امر به فعل ديگر است. مانند آيه شريفه {اذا نودى للصلوه من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع} ، (١٢٩) كه در آن نهى از بيع علت امر به نماز جمعه است.
هـ) شارع از وصفى مىپرسد و پس از آن، حكم را بيان مىكند به گونهاى كه اگر آن وصف علت نباشد، پرسش از آن وصف بى فايده خواهد بود؛ مانند روايتى كه در پاسخ جواز بيع رطب به خرما از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است. در اين روايت، رسول خدا (ص) پس از اين سؤال كه «اگر رطب خشك شود كم مىشود؟» و پاسخ مثبت مخاطب، فرمود : «بنابر اين جايز نيست». (١٣٠)
در متون اصولى اهل سنت، نمونههاى ديگرى نيز ذكر شده است كه بيان آنها
(١٢٦) المائده / ٣٨.
(١٢٧) الحرالعاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٣٢٨.
(١٢٨) همان، ج ٧، ص ١٤٨.
(١٢٩) الجمعه /٩ .
(١٣٠) ابن ماجه، محمد بن يزيد، السنن،ج ٢، ص ٧٦١.