فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٨ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
٣ . ايما و تنبيه
گاهى شارع، حكم خود را موصوف و معلق بر وضعى مىكند كه با كمى تأمل معلوم مىشود آن وصف، علت حكم است و در اصطلاح اهل اصول گفته مىشود: «تعليق حكم بر وصف، مشعر به عليت است». بنابراين، ايما و تنبيه، به دلالتى گفته مىشود كه از سياق كلام و لازم معنا به دست مىآيد و مدلول مطابقى نيست. منظور از ايما و تنبيه در بحث ما اين است كه هر چند لفط براى تعليل وضع نشده است، اما حكم با وصف به گونهاى اقتران مىيابد كه براساس قرائن، بعيد است براى تعليل نباشد. (١٢٣) آمدى، مسلك ايما و تنبيه را بدين گونه تعريف كرده است:
هرگاه وصفى همراه حكم باشد به گونهاى كه اگر آن وصف يا لازم آن، علت نباشد، بيانش از شارع حكيم دور از حكمت است، پس آن وصف به دلالت ايما و تنبيه علت حكم است. (١٢٤)
١ ـ ٣ . اقسام ايما و تنبيه
مسلك ايما و تنبيه در كشف ملاك حكم شرعى، گونه ها و اقسام مختلفى دارد:
الف) هر گاه شارع همراه حكم وصف مناسبى را بياورد؛ مانند حديث نبوى «لايقضى القاضى و هو غضبان» (١٢٥)كه صفت غضبان(خشمگينى قاضى)، علت نادرستى داورى است.
(١٢٣) الآمدى، سيف الدين على، الاحكام، ج ٣، ص ٢٧٩ و غزالى، ابوحامد محمد، المستصفى، ج ٢، ص ٢٨٩.
(١٢٤) الآمدى، سيف الدين على، الاحكام، ج ٣، ص ٢٣٥.
(١٢٥) ابن حنبل، احمد، مسند، ج٥، ص ٣٦ و ابن ماجه، السنن، ج ٢، ص ٧٧٦.