فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٥ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
شايستهاى ايراد كردهاند، بر تصلّبشان افزوده شد و از روى جهل، حكم كردند كه فقها به ادله و اصولى دست يافته و مسائل را بر آنها مبتنى ساختهاند. زيرا اين مسائل، ابتدا دست اوّل و عريان بوده و سپس ائمه اسلام با آگاهى از تمدن امتهاى ريشه دار پيشين لباس قاعده و دليل بر آن پوشاندند در حالى كه آن مسائل در همان تنگناى چهار چوبه خود محال است كه بر وقايع روز و مقتضيات زمان منطبق گردند. اين اظهار نظر زاييده لغزش در نگاه بدوى و سطحى آنان و افتادگى در دام هوى است كه هر لحظه برايشان تازه مىگردد.
اگر اينان به كنه مبانى شريعت اسلامى مىرسيدند و چگونگى استنباط فروع را از شريعت اسلامى مىشناختند و به لحاظ علمى به نظريههاى فقه و اصول آن احاطه پيدا مىكردند، خود را از اين لغزش فكرى و پايمال كردن منزلت فقه نگه مىداشتند ولكن هيچ ملامتى بر آنان نيست؛ زيرا جهل به لغت و صعوبت اصطلاحات علوم عذرشان را مىسازد. (٧٠)
آنچه براى سيد در عرصه جهانى ـ كه همه مسلمانان و بلكه تمام جهانيان را مخاطب خود مىبيند ـ بسيار مهم مىباشد اين است كه فقه اسلامى از يك طرف، فقهى برخاسته از كتاب و سنّت است؛ نه ساخته و پرداخته فقها و از طرفى ديگر، فقهى است فراگير كه پاسخ گوى تمام زمانها و داراى برنامهاى مدوّن براى انسان از گهواره تا گور است.
او در باره جامعيت فقه و كار آمد بودن آن در همه عرصههاى زندگى انسان و از طرفى استفاده نكردن فقها از توانمندىهاى اين دانش، مىگويد:
«علم فقه مسمانان، حاوى جميع حقوق منزليّه و حقوق بلديه و حقوق دوليّه است. پس بايد شخصى كه متوغّل در علم فقه مىشود، لايق آن باشد كه صدر اعظم ملكى شود، يا سفير كبيردولتى گردد و حال آن كه مىبينيم فقهاى ما بعد از تعليم اين علم، از اداره خانه خود نيز عاجز هستند. (٧١)
(٧٠) همان.
(٧١) مجموعه رسائل و مقالات، ص١٣٣.