فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٥ - بستن دستها در نماز، بدعت يا سنت ؟ آیت الله جعفر سبحانی
مىآمد و دستانش را مقدارى با فاصله از دو پهلو بر زمين مىگذاشت؛ سپس سرش را از زمين برداشته، پاى چپش را تا مىكرد و روى آن مىنشست، و هنگامى كه به سجده مىرفت، انگشتان پاها را از يكديگر باز مىكرد؛ سپس بر مىگشت و پس از آن، سر را از زمين برمىداشت و مىگفت: اللّه اكبر؛ سپس پايش را تا مىكرد و روى آن آرام مىنشست؛ به گونهاى كه هر عضوى به آرامى در جايگاه خود قرار گيرد؛ سپس همين روند را در ركعت دوم انجام مىداد؛ آن گاه وقتى ركعت دوم تمام مىشد، بر مىخاست و تكبير مىگفت و دستانش را تا شانه هايش همچون آغاز نماز بالا مىبرد، و همين اعمال را تا آخر نماز ادامه مىداد تا اين كه سجده آخر را انجام مىداد و سپس از سجده آخر به صورت تورك بر نيم تنه چپ مىنشست. پس از بيان كيفيت نماز رسول خدا(ص) به وسيله ابو حميد ساعدى، همگى گفتند: «راست گفت. رسول خدا(ص) چنين نماز مىخواند». (٥)
امورى وجود دارد كه درستى اين گفتار را روشن مىكند:
١. اين كه صحابه بزرگ، ابو حميد را تصديق كردهاند، نشان دهنده قوت حديث و ترجيح آن بر ديگر ادله است.
٢. ابو حميد ساعدى واجبات و مستحبات نماز را وصف كرد؛ امّا از قبض يادى به ميان نياورد و از حاضران هم كسى به اعتراض و مخالفت لب نگشود؛ در حالى كه حديث نشان مىدهد آنها آماده مخالفت و ياد آورى بودهاند؛ زيرا در آغاز نپذيرفتند كه ابو حميد، داناترين آنها به كيفيت نماز رسول خدا بوده است؛ در صورتى كه همگى در پايان گفتند: «راست گفتى. رسول خدا(ص) اين چنين نماز مىخواند»، و بسيار بعيد است آنها كه ده نفر و در مقام بحث بودهاند، فراموش كرده باشند.
٣. در چگونگى قرار گرفتن دستها، اصل، رها كردن آنها است؛ زيرا رهابودن آنها طبيعى است؛ پس حديث هم از آن حكايت دارد.
(٥) از جمله، ابو هريره، ابو أسيد ساعدى، ابو قتاده حارث بن ربعى و محمد بن مسلمه.