فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٤ - فقه و مقاصد شريعت آیت الله ابوالقاسم عليدوست
ـ مىتوان نظريه مقاصد را در راستاى امكان يابى عبور از فهم ظاهرى و لفظى نصّ دانسته تا بتوان به حكمتها و مقصودهايى كه در پس آن مىباشد نظر انداخت. بنابراين بايد در اين سطح كاملاً شفاف باشيم....
تمسك به سلاح نصوص ـ چه قرآنى، چه نصوص حديثى ـ منِتج به نتيجه نخواهد شد. قضيه اين است كه ما بايد خودمان منظور و منظرى را بنا كنيم كه ما را به سمت هدف و غايت مورد نظر رهنمون گردد. ما نيازى به مرشد به معناى سنتى و گذشته نداريم. بله ما مدام نيازمند متخصص [در حوزه انديشه دينى [هستيم، همان گونه كه در هر رشته ديگرى نيز ولى خيلى تفاوت هست ميان آن كه اين مرشد يا اين عالم بگويد: اين حكم الله است و اين كه بگويد: اين آن چيزى است كه من از نص قرآنى يا دين اسلام فهميده ام، ولى شخص مسلمانى خودش مسئوليت قبول يا ردّ اين فهم و نظر را خواهد داشت. فرق عظيمى ميان اين دو گونه مدّعا است.
علماى سنتى چه كار كردهاند جز الزام عموم مؤمنان به تفسيرهاى خودشان؟ اين تنها نظر من نيست؛ بلكه واقعيت بالفعل زندگانى ماست كه ديگر چنين الزامى پذيرفته نيست. جامعه اسلامى چنين الزامى را به طرق مختلف رد مىكند، زيرا شخص مسلمان ديگر قادر به التزام به آرا و علما و فقهاى سنتى در تمامى زمينههاى زندگىاش نيست. (٨٨)
ـ براى اينكه غايات و اهداف شريف و عالى دين بمانند، چارهاى جز اين نيست كه آلات و وسايلى كه روزگارى موصِل به آن غايات و اهداف بودهاند و امروزه نه فقط موصِل نيستند؛ بلكه مانع و مزاحماند، جاى خود را به آلات و وسايل ديگرى بسپارند كه در اوضاع و احوال امروز، موصِل به همان غايات و اهداف شريف و عالىاند. هيچ متدين عاقل و صادقى حاضر نيست كه اگر در زمان، مكان، وضع و حالى، آلت و وسيله اى او را از وصول به غايت و هدف دينى و
(٨٨) عبدالمجيد شرفى، عصرى سازى انديشه دينى، ص٥٠.