فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٤ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٢) مسعود امامى
تصويرهاى ميانهاى نيز ممكن است كه از نگاه شبسترى دور مانده است. در اين گونه فرضها، خداوند ـ بنابر آنچه از كتاب و سنّت فهميده مىشود ـ در برخى از روابط حقوقى ميان انسانها دخالت كرده و قوانينى را در جهت مصالح بندگان و با هدف آزمودن بندگى آنها، تشريع كرده است و تنظيم مقررات بخشى ديگر از روابط ميان انسانها را به آنان واگذار نموده است.
به نظر مىرسد ديدگاه و يا ديدگاههاى ميانه به واقعيت مشهود از نظريات رايج فقهى در طول تاريخ نزديكتر است. جاى گرفتن بخش قابل توجهى از روابط حقوقى ميان انسانها در حوزه مباحات و يا منطقة الفراغ، تصوير معتدلتر و واقعىترى از انديشههاى فقهى ارائه مىدهد. (٣١)
شبسترى در جهت ارائه تصوير پسنديدهاى از خداوند براى انسانمتجدد، مىكوشد تا آن را عارى از هر گونه خشونت و ترس نشان دهد. او بخش قابل توجهى از خطابات الهى در قرآن و سنّت را كه با اين تصوير يك سويه همخوانى ندارد، ناديده مىگيرد و تا آنجا پيش مىرود كه دين را به موسيقى آرامش بخشى تشبيه مىكند كه خالى از هر گونه خشونت، صلابت و تحميل است:
«... اين خطاب (٣٢)، خطاب خداوند به انسان است. اين خطاب بايد بويى مشام نواز از آن صاحب خطاب را به مشام جان و دل مخاطبان برساند و آنها را خداوند گونه نوازش دهد. تمام سرمايه تأثير و نفوذ اين خطاب جذّابيت و دلربايى آن است گرچه از اين خطاب به دستگاه اوامر و نواهى تعبير كرديم، اما بايد توجه داشت كه اين دستگاه شبيه دستگاه موسيقى معنابخش و آرام بخشى است كه هيچ گونه خشونت و صلابت و تحميل گرى ندارد». (٣٣)
روشن است كه اين گونه تفسيرها از دين پيش از آنكه مبتنى بر فهم مفسّران آن از متن
(٣١) بحث پيرامون دين حداقلى و دين حداكثرى ـ ان شاء اللّه ـ ذيل سرفصلى جداگانه مطرح خواهد شد.
(٣٢) مقصود خطاب پيام رسانان دينى است.
(٣٣) همان، ص ١٨١.