فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٤ - بستن دستها در نماز، بدعت يا سنت ؟ آیت الله جعفر سبحانی
ركبتيه، ثمّ يعتدل و لاينصب رأسه ولايقنع، ثمّ يرفع رأسه فيقول: سمع اللّه لمن حمده، ثمّ يرفع يديه حتّى يحاذى بهما منكبيه حتّى يعود كلّ عظم منه إلى موضعه معتدلاً، ثمّ يقول: اللّه اكبر، ثمّ يهوى إلى الارض فيجافي يديه عن جنبيه، ثمّ يرفع رأسه فيثنى رجله اليسرى فيقعد عليها و يفتح أصابع رجليه إذا سجد، ثمّ يعود، ثمّ يرفع، فيقول: اللّه اكبر، ثمّ يثنى برجله فيقعد عليها معتدلاً حتّى يرجع أو يقرّ كلّ عظم موضعه معتدلاً، ثمّ يصنع في الركعة الاخرى مثل ذلك، ثمّ إذا قام من الركعتين كبّر و رفع يديه حتّى يحاذى بهما منكبيه كما فعل أو كبّر عند افتتاح صلاته، ثمّ يصنع مثل ذلك في بقية صلاته حتّى إذا كان في السجدة التي فيها التسليم أخّر رجله اليسرى و قعد متورّكاً على شقّه الايسر. فقالوا جميعاً: صدق هكذا كان يصلّي رسول اللّه(ص). (٤)
ابو عبداللّه حافظ براى ما نقل كرد كه ابو حميد ساعدى گفت: من داناترين شما به كيفيت نماز رسول خدا(ص) هستم. به او گفتند: چگونه چنين چيزى ممكن است در حالى كه تو بيشتر از ما با پيامبر نبودهاى؟ گفت: آرى. به او گفتند: پس آنچه را ديدهاى بر ما عرضه كن. گفت: وقتى رسول خدا مىخواست نماز بخواند، دستان خود را تا شانه هايش بالا مىبرد؛ آن گاه تكبير مىگفت تا اين كه هر عضوى از او در جايگاه خود آرام مىگرفت؛ سپس قرائت را آغاز مىكرد و پس از پايان قرائت تكبير مىگفت و دستانش را تا شانههاى خود بالا مىبرد؛ آن گاه ركوع مىكرد و كف دستان خود را بر زانوانش قرار مىداد و آرام مىگرفت و سرش را نه بالا مىگرفت و نه فرو مىانداخت؛ آن گاه بلند مىشد و مىگفت: سمع اللّه لمن حمده، سپس دستان خود را تا شانههايش بالا مىبرد تا اين كه هر عضوى از او در جايگاه خود آرام مىگرفت و مىگفت: اللّه اكبر ؛ آن گاه فرود
(٤) بيهقى، السنن، ج٢، ص٧٢، ٧٣، ١٠١، ١٠٢؛ ابو داوود، السنن، ج١، ص١٩٤ باب «افتتاح الصلاة»، ح ٧٣٠ ـ ٧٣٦؛ ترمذى، السنن، ج٢، ص٩٨، باب «صفة الصلاة»؛ مسند احمد، ج٥، ص٤٢٤، و ابن خزيمه در صحيحش باب «الاعتدال في الركوع»، شماره ٥٨٧.