فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - آداب قضاوت (٢) آیت الله محمد يزدى
اين كار ـ يعنى جدا سازى شهود و سؤال زياد ـ مستحب است، گرچه براى آنان سخت باشد، بلكه اگر بسيار فشار داشته باشد، زيرا حق قاضى است كه به صحت شهادت اطمينان يابد.
اما اگر قاضى، عدالت آنان را مىداند حتى به بصيرت و اطلاع دقيق علمى آنان در مورد بحث آگاهى دارد و مىداند ايمان قوى و اعتقاد به حساب و كتاب و روز قيامت و پيامد شهادت دارند، در اينجا امر بر عكس مىشود و مكروه است قاضى كارى را كه مايه فشار و سختى و ناراحتى شهود مىشود انجام دهد، بلكه مستحب است براى آگاهى و ديانت آنان احترام قائل شود و آنان را به زحمت نيندازد.
پس اين ادب قضاوت، در مواردى مستحب و در مواردى مكروه است و علّت آن هم معلوم است و نيازى به بحث ندارد.
مرحوم محقق در مسئله يازدهم ذكر كرده: «سزاوار است قاضى احكام هر هفته و جزئيات و دلايل آن را در يكجا گرد آورد و روى آن يادداشت كند، نيز مجموعه احكام يك ماهه را گرد آورده و روى آن بنويسد احكام فلان ماه، همچنين احكام تمام سال را يكجا گرد آورد و روى آن بنويسد احكام فلان سال». (٨)
همان طور كه ايشان گفته، اين كار از امورى است كه سزاوار است و ما در اوّل بحث گفتيم آنچه در قضاوت سزاوار است كه انجام يا ترك شود، از آداب قضاوت است اما آنچه حتماً بايد باشد، از احكام و تكاليف قضاوت است؛ بنابر اين ممكن است پنداشته شود كه بهتر بود اين مسئله هم ضمن آداب به شمار مىآمد، نه به صورت يك مسئله مستقل و در ضمن احكام.
اما اگر چه، اين مسئله اصلاً ربطى به قضيه خاصى در قضاوت ندارد و بالفعل مربوط به حكم و محكمه نيست، ولى ممكن است بعدها در اختلافى كه مربوط به حكم است، بدان نياز شود كه با مراجعه
به پرونده و سوابق آن، مشكل حل شود. اين از امور ادارى است كه اولياى امر بايستى آن را سامان دهند، به گونهاى كه قاضى بتواند به احكام گذشته
(٨) شرائع الاسلام، ج٤، ص٧٧.