فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - آداب قضاوت (٢) آیت الله محمد يزدى
نتيجه چنين صفتى آن است كه درگيرى و سخنان خصوم، در قاضى تأثير نكند و وى را بى آن كه خود بفهمد، سر سوزنى از حق و واقع منحرف نسازد، تا بتواند حق و عدالت را پاس داشته و به درستى حكم كند.
سوم: در لغزش خود پاى نفشارد (ولايتمادى فى الزلّة).
معلوم است كه انسان غير معصوم ـ هركه باشد ـ گاه از راه مىلغزد؛ زيرا آدمى در معرض سهو و نسيان است. اما بسيارى اوقات، پس از عمل، متوجه خطا و نسيان و لغزش خود مىشود، در اين هنگام است كه توان روحى و قدرت اراده آدمى در برابر وسوسه و فريب شيطان معلوم مىشود. برخى بى درنگ خطاى خود را پذيرفته، به فراموشكارى و غفلت خويش اعتراف مىكنند و كار را از نو شروع كرده، زيان وارده را پذيرفته و سعى در جبران آن مىنمايند. اينان خدا را شكر گفته كه به راه حق هدايتشان كرده و حقيقت را برايشان آشكار كرده است. اما برخى براى خود دليل آورده، گردنكشى كرده و مىپندارند پذيرش اشتباه، نشان ضعف و نقص شخصيت و مقامشان است، بويژه اگر پذيرش خطا آثارى در بيرون داشته و ديگران از آن آگاه گردند و حكم به بى تدبيرى و عدم مديريت او مىكنند. از اين رو مىكوشد تا راهى براى تصحيح و توجيه خطاى خود بيابد تا ناچار به اعتراف نشود. به چنين حالتى «پافشارى در لغزش» مىگويند. كار اشتباه را ادامه دادن به رغم آن كه متوجه خطا گرديده، خود خطاى ديگر و لغزشى افزون بر اشتباه نخست است. هر چه كار مهمتر و خطيرتر باشد، اهميت اعتراف به خطا و اصلاح آن، يا توجيه و ادامه دادن خطا نيز بيشتر مىشود.
از آن رو كه قاضى در ميان كارگزاران نظام حكومت اسلامى، عهده دار كارى مهم و خطير است و مىتواند در اموال و آبرو و جان مردمان نظر دهد و دخل و تصرف كند، در حالى كه انسانى غير معصوم است، گرچه پارسا و عادل باشد اما مصون از خطا و نسيان نيست و گرفتار لغزش و اشتباه مىشود، مىبايد از لحاظ صفات درونى، از جمله كسانى باشد كه اگر متوجه اشتباه خود شد، سريعاً آن را پذيرفته و اشتباه خود را تصحيح كند و بر لغزش خود پاى نفشرد.