فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - آداب قضاوت (٢) آیت الله محمد يزدى
حالتى به نارضايتى از آفرينش و نظام حيات و اندك اندك به ناخشنودى از آفريدگار مىفرجامد.
انقطاع إلى اللّه و و رضايت از آنچه مقدّر كرده و بى نيازى از مردم، نخستين ثمرهاى كه دارد، حالت آرامش و آسايش در حيات مادى و زندگى شخصى است، در هر وضعى كه باشد. در حديث است: «إنّ على العبد النظر فى اُمور الاخرة إلى مَن فوقه حتّى يستصغر لديه عبادته و في اُمور الدنيا إلى مَن دونه حتى يستظهر لديه نعم اللّه (تعالى)؛بنده مىبايد در امور آخرت به آن كه برتر از اوست بنگرد، تا عبادتش در نظرش كم و كوچك آيد اما در امور دنيوى مىبايست به آن كه فرو دستتر از اوست نگاه كند، تا نعمتهايى را كه خدا بدو داده، زياد و بزرگ بداند:
طمع، چشم داشت به دارايى مردم است و اين كه آرزو داشته باشد آنها از آن وى باشد و انتظار دارد از راههاى غير عادى و كسب از راه درست و حلال، مالك آنها شود. هر كه بدين صفت زشت گرفتار آيد، پيوسته توقع دارد ديگران چيزى به او بدهند و اموال خود را بى جهت و علت، به او بخشند، اگر چنين نشود، متأثر مىشود و حسرت مىخورد.
اين وضع همگانى است. اگر آدمى در حيات اجتماعى اش، مقام و منصب يا شغل و كسبى داشته باشد كه مردم بدو نياز داشته و به وى مراجعه كنند، كسى كه طمعكار و آزمند نيست، به وظايفش عمل كرده، نياز مردم را بر مىآورد و آرامش دارد و احساس راحتى و امنيت مىكند حتى اگر كسى از وى تشكر نكند، يا به او انتقاد بكند زيرا باور دارد خداى متعال از او راضى و خشنود است و به وظيفهاش ميان خود و خدا عمل كرده است. اما كسى كه آزمند است، پيوسته در رنج و عذاب است، چون از مردم ناراضى است كه چرا از وى با تشكر و سپاسگزارى، تقدير نكردهاند. هر اندازه كار چنين فردى، مهمتر و خطيرتر باشد و در زندگى ديگران، اثر گذارتر باشد، توقع و انتظار وى بيشتر و شديدتر است.
از آن رو كه مقتضاى منصب و مسئوليت قاضى، نظر دادن در اموال و عرض و جان مردم است، اگر آزمند نباشد، آرامش داشته و در زندگى فردى، راحت و آرام است. وى