فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٠ - فقه و مقاصد شريعت آیت الله ابوالقاسم عليدوست
كردهاند، حكايت از شيوه اوّل مىكند؛ چنانكه برخى نمونهها و گفتهها از شيوه دوم خبر مىدهد. به اين نمونه توجه كنيد:
ـ با اينكه ـ بحمداللّه تعالى و حسن تأييده ـ از مثل يك كلمه مباركه: لا تنقض اليقين بالشك آن همه قواعد لطيفه استخراج نموديم، از مقتضيات مبانى و اصول مذهب و مايه امتيازمان از ساير فرق چنين غافل و ابتلا به اسارت و رقّيت طواغيت امت را تا زمان فرج امام ـ عجل اللّه تعالى أيّامه ـ به كلى بىعلاج پنداشته، اصلاً در اين وادى داخل نشديم و ديگران در پى بردن به مقتضيات آن مبانى و از تخليص رقابشان اين اسارت منحوص گوى سبقت ربودند... (١١٠).
آنچه در اين سخن مورد تأكيد قرار گرفته، اصالت دادن به مقاصد و به تعبير خود آن مبانى و اصول مذهب مىباشد است. و اين همان است كه در سخن برخى فقيهان ديگر به موافقت روحى نصّ با كتاب و سنّت تعبير مىشود. بر اساس اين سخن، نصّ و روايتى معتبر است كه با مبادىثابت از شريعت اسلام هماهنگ باشد، به گونهاى كه وقتى آن نص در كنار مجموعه دين ـ با روح و مقاصد قطعيهاش ـ قرار مىگيرد، سازگار باشد. (١١١)
نگارنده اعتقاد دارد انديشه صحيح در اين باره، اكتفا به نصوصِ مبيّن حكم در اجتهاد در همه موارد مىباشد و اين نصوص در همه جا بايد مستند فقيه در فتوا دادن قرار گيرد، ولى توجّه فقيه به مقاصد و تفسير نصوص مبين حكم در سايه مقاصد و در سايه لحاظ و فهم مجموعه دين و ادلّه، برداشت وى را از ادلّه شكل مىدهد. گاه به دليلى كه در ظاهر محدود است توسعه مىبخشد، چنان كه گاهى از عموم يا اطلاق دليلى ـ كه در نگاه اوّل عام يا مطلق است ـ جلوگيرى مىكند. به ديگر سخن توجه به مقاصد (و مجموعه دين) گاه باعث مىشود كه سند معتبر ديگرى مانند عقل در كنار عموم يا اطلاق سندى چون روايتِ
(١١٠) ميرزا محمد حسين نايينى، تنبيه الأمة و تنزيه الملة، ص٥٩و٦٠.
(١١١) أن يكون مضمونه موافقاً مع الكتاب و السنة توافقاً روحيّاً بمعنى أن يتسانخ مع المباديء الثابتة من الشريعة الاسلامية من خلال نصوصها القطعيّة و لو في مستوى التناسب و الاستئناس ... السيد علي السيستانى، قاعدة لا ضرر و لا ضرار، ص٢١٣.