فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٠ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٢) مسعود امامى
اين عبارات كه بخش هايى از انديشههاى فقهشناسى غزالى به روايت سروش است، مورد تأييد و تمجيد راوى قرار گرفته و او را واداشته است كه از غزالى در برابر منتقدانى همچون فيض كاشانى به دفاع برخيزد و در داورى ميان غزالى و فيض، حق را به جانب غزالى دهد و فقهشناسى او را بسى دقيقتر و هوشمندانهتر از فقهشناسى فيض پندارد. (٥٣)او در دفاع از انديشه غزالى مىگويد:
«شريعت كه عمدتاً در فقه تجلّى مىكند دين عوام است، و در درجه اوّل سعادت و آرامش حيات دنيوى آنان را تأمين مىكند. اين گونه آرامش و روانى امور زندگى در اديان ديگر با فقههاى ديگر، و در جوامع غير دينى با قوانينى بشرى نصيب آدميان مىگردد». (٥٤)
نكتهاى كه مورد غفلت سروش قرار گرفته و سبب شده است كه فقه در نظر او همتراز دانش بشرى و عرفى حقوق قرار گيرد، ناديده انگاشتن رابطه تعبّدى و الهى دانش فقه است و بدين سبب چهره خشك و عبوس علم حقوق از فقه نمايان گرديده و از مهمترين ويژگى فقه چشم پوشى شده است.
حقوق، علمى ساخته بشر است و تقيّد به آن نتيجهاى جز سامان يافتن روابط اجتماعى انسانها نخواهد داشت. اما فقه آيين و مقررات الهى است كه ثمره پاى بندى به آن علاوه بر مصالح دنيوى، تحكيم رابطه عبوديت ميان انسان و خداست. گوهر دين، سرسپردگى و تسليم بى چون و چراى تمامى ساحات و ابعاد وجود آدمى در مقابل خداوند است و فقه آيين سرسپردگى و بندگى جوارح و اعضاى ظاهرى است. اين نتيجهاى است كه هيچ گاه از دانش عرفى حقوق بر نمىخيزد و انتظار نيز نمىرود.
پس مىتوان بر فقه محوران خُرده گرفت كه چرا از راه و رسم سرسپردگى ساير عرصههاى وجودى انسان غفلت كرده و يا به آن كم بها دادهاند اما نمىتوان دانش فقه را از هرگونه بُعد معنوى و الهى خالى دانست و همپاى حقوق انگاشت.
(٥٣) همان، ص ٥٣.
(٥٤) همان، ص ٤٧.