فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١١ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٢) مسعود امامى
نكته ديگرى كه از نگاه برخى از روشنفكران دينى دور مانده است توجه شايسته به درجات مختلف تعقّل و ايمان طبقات جامعه دينى است. انسانها داراى استعدادها و ظرفيّتهاى گوناگونى هستند و بارورى و كمال هريك از آنان نيز بر اساس همين قابليتهاى متنوع شكل مىگيرد. از اين رو از همگان به يك شكل انتظار نمىتوان داشت و كمان آنان را در اُفق واحد نبايد جُست.
عارفان، حكيمان و فيلسوفان بخشى از نخبگان و زبدگان جامعه هستند و دين ورزى آنها در قالب دقّتهاى فلسفى و كلامى و سلوك علمى و عملى عرفانى ـ در بسيارى از موارد ـ قابل سرايت به طبقات ديگر مؤمنان نيست، در حالى كه ثمره دانش فقه و اجتهاد ـ بر خلاف عرفان، فلسفه، كلام و برخى ديگر از شاخههاى معارف دينى ـ آيين ديندارى و بندگى همه اقشار و سطوح جامعه اسلامى است.
پايبندى به مقررات شرعى و فقهى از اوّلين مرزهاى ورود به سرزمين اسلام گرايى است؛ سرزمينى كه بسيارى از مسلمانان توان راهيابى به اعماق آن را ندارند و در همان آغاز راه، مسكن مىگزينند. از اين روست كه فقه ـ به طور طبيعى ـ براساس نياز مبرم اكثريت و بلكه تمامى اقشار جامعه مسلمانان رشد و شكوفايى بيشترى يافته و مورد اهتمام افزون مراكز علمى مسلمانان قرار گرفته است. اين رشد و توسعه را كه نتيجه تعامل طبيعى ميان عرضه و تقاضاست، نبايد پيوسته با نگاه بدبينانه مذموم انگاشت و آن را نتيجه بى تدبيرى متولّيان فرهنگ دينى جامعه مسلمانان پنداشت.
شبسترى اين رابطه عميق در دانش فقه را با درايت توضيح مىدهد:
«... شكى نيست كه اساس اين اوامر و نواهى در قرآن مجيد و سنّت پيامبر قرار دارد و علم فقه گسترش يافته همان اوامر و نواهى است. مفهوم امر و نهى خداوند براى عموم مسلمانان در طول تاريخ محورىترين مفهوم دينى بوده است. البته عارفان به مقام و مرتبهاى فراتر از اين مفهوم مىانديشيدند و از عشق سخن مىگفتند، اما چنان كه قبلاً گفتم عارفان، سازندگان تفكر دينى عموم مسلمانان نبودند و اطاعت از امر و نهى خدا هميشه محور زندگى دينى