فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٧ - آداب قضاوت (٢) آیت الله محمد يزدى
چهارم: از بازگشت به حق پس از آنكه آن را شناخت امتناع نورزد (ولايحصر من الفيء إلى الحق إذا عرفه).
در امر سوم گفتيم آدمى به دور از خطا و نسيان نيست و پس از آن كه پى به خطاى خود برد و فهميد دچار نسيان شده، يا سريعاً آن را پذيرفته و به راه حق بر مىگردد، يا بر خطاى خود پاى مىفشرد و بر باطل مىماند. معلوم است ويژگى نخست، از كمالات نفس آدمى و جزء صفات پسنديده است و حالت دوم، از نواقص نفس و صفات زشت است. نكته پيشين اشاره به حالت دوم داشت و نكته چهارم اشاره به حالت اوّل دارد.
براى انتخاب قاضى و انتصاب وى در شهرى، كافى نيست والى بسنده به حالت نخست كند. اگر وى خواست كسى را به قضات بگمارد، اكتفا به اين نكند كه بر لغزش خود پا فشارى نكند، چون اصرار بر خطاى خويش نداشتن، مستلزم تسريع در تغيير دادن و تصحيح كار اشتباه نيست، بلكه در اين بين، حالتى ديگر وجود دارد كه موجب مىشود بين روشن شدن حق و باطل، فاصله افتد. والى مىبايد كسى را برگزيند كه پس از شناخت حق، بازگشت به آن بر وى دشوار نباشد و در بازگشت به راه درست، درنگ نكند. بايد قاضى كسى باشد كه بىدرنگ به حق رو آورده، قضاوت نادرستش را تصحيح كند و حكمش را درست نمايد و جلوى هرگونه فساد و ضررى را كه به سبب حكم نخستين پيش مىآيد، بگيرد.
از اين رو سزاوار است قاضى افزون بر آن كه بهترين افراد در نظر والى است، داراى هر دو كمال (يعنى عدم پافشارى بر لغزش و بازگشت به راه حق پس از شناخت آن) باشد. هريك از اين دو ويژگى جداى از ديگرى ، آثار و پيامدهاى خيرى در قضاوت دارد.
پنجم: به طمع گرايش نداشته باشد (لاتُشرِفُ نَفْسُهُ على طمع).
از جمله فضائل نفس، بى نيازى از مردم و اموال آنان است. بنده خدا مىبايد به آنچه نزد خداست، اميدوارتر باشد تا بدانچه مردمان دارند. چشم داشت به اموال مردم و بزرگ شمردن آن در مقايسه با نعمت هايى كه خدا به او داده، از رذائل اخلاقى است. اوّلين پيامد چنين خصلتى، نارضايتى از زندگى موجود خود است، در هر وضعى كه باشد. چنين