فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٥ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٢) مسعود امامى
دين باشد، بر پايه پيش فرضها و انتظارات برخاسته از خواستههاى آنها و يا انسان متجدد شكل گرفته است. از اين رو به نظر مىرسد اينگونه مفسّران هيچ دغدغه و نگرانى از تنافى و تنافر آشكار تفسير هايشان با بخش هايى از متون دينى كه جلوههاى خطاب الهى هستند، ندارند و هيچ نيازى نيز به استناد تفسيرهاى خود به قرآن و سنّت احساس نمىكنند، چنانچه شبسترى نيز در اين گونه مباحث از استناد به قرآن و روايت و يا پاسخ گويى به موارد خلاف ادعاى خود در كتاب و سنّت، پرهيز دارد.
ج: روشنفكران دينى و نقد خداشناسى فقه محور
روشنفكران دينى در فرآيند آسيبشناسى دانش فقه ـ هم داستان با بسيارى از انديشمندان گذشته ـ به نكات درخورى توجه كردهاند. آنان بر اين مهم تأكيد مىورزند كه اگر فقه به معناى مجموعه مقررات ظاهرى پيرامون اعمال و مناسك عبادى و غير عبادى كه غالباً از طريق متون مقدس دينى در اختيار ما نهاده شده است، نقش اصلى و محورى در روابط دينى ميان اهل ايمان با خدا و نيز ميان آحاد مسلمين پيدا كند، به گونهاى كه آنان را از توجه شايسته به ديگر ابعاد ژرف و پرمعناى دين باز دارد و حيات دينى آنها را تنها به پاى بندى به روابط حقوقى و قانونى خشك تنزّل دهد، سبب انحطاط نقش دين در حيات معنوى فرد و جامعه، و سقوط آن در اندازههاى ديندارى صورى و قشرى خواهد شد.
«آنگاه كه فقه از تجربه و معنويت دينى جدا مىشد و بيان امر و نهى خداوند صرفاً به صورت بيان شكلهاى رفتارى در مىآمد و ارتباط اطاعت از خداوند با همّ دينى و غايت قصوى و امر نامشروط انسان مسلمان قطع مىشد، به قول غزالى اين علم صرفاً دنيوى مىگشت و مورد نقد عارفان قرار مىگرفت». (٣٤)
«فقه، قشردين و پوسته خارجى آن است و فقط به آداب تقليدى و ظاهرى توجه دارد. در فقه خداوند به صورت يك ارباب طلبكار تمام سخنش با انسان از مقوله پاداش و كيفر و امر و نهى است. و از عشق و انس و حتى اخلاق در آن خبرى
(٣٤) شبسترى، نقدى بر قرائت رسمى از دين، ص١٦٣.