فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٨ - عيوب موجب فسخ در نكاح آیت الله سید کاظم حائری
«الزمانة» ـ كه در ذيل صحيحه داوود بن سرحان آمده و در صدر آن، كلمه «عرجاء» آورده شده ـ جمع شود. ولى در ذيل روايت داوود، امام (ع) مىفرمايد:
«و إن كان بها زمانة لاتراها الرجال أجيزت شهادة النساء عليها». . (٦٨)
البته چنين توجيهى در صورتى صحيح است كه از يك سو، تعبير «الزمانة» يا «الزمانة الظاهرة» به اقعاد تفسير شود و از سوى ديگر، حمل عرج بر اقعاد از باب حمل مطلق بر مقيّد، صحيح باشد، اما هر دو مطلب اشكال دارد. زيرا «زمانه» در لغت به معناى مرض مزمن يا عاهه (آفت و بيمارى) و يا نقص عضو است، نه به معناى اقعاد. در مورد مدّعاى دوم نيز حتى اگر بپذيريم «زمانه» به معناى اقعاد بوده و نسبت بين اقعاد و عرج، عموم و خصوص مطلق است، باز هم حمل مطلق بر مقيّد معنايى ندارد؛ چون بين اين دو، هيچ تنافى وجود ندارد.
نكته چهارم:عيب رتق (گوشت آوردن و بسته بودن راه فرج) به عيب قرن ملحق مىشود و دليل آن يا اولويت است و يا تعليلى كه در صحيحه ابو الصباح و روايت حسن بن صالح آمده است. هر دو نفر مستقلاً گفتهاند:
سألت أبا عبداللّه (ع) عن رجل تزوّج امرأة فوجد بها قرناً، قال: «هذه لاتحبل و ينقبض زوجها من مجامعتها تردّ على أهلها». (٦٩)
از امام صادق (ع) در باره مردى كه با زنى ازدواج كرده و دريافته كه او داراى قرن مىباشد، سؤال كردم. حضرت در پاسخ فرمود: اين زن آبستن نمىشود و مرد از آميزش با او تنفّر دارد، به اهلش باز گردانده شود.
سند اين روايت به سبب وجود حسن بن صالح اشكال دارد. شايد بتوان براى الحاق عيب رتق به قرن به روايت على بن جعفر استدلال كرد. در اين حديث آمده است:
سألته عن امرأة دلّست نفسها لرجل وهي رتقاء، قال: «يفرّق بينهما و لامهرلها». (٧٠)
«از او [امام هفتم] درباره زنى كه داراى عيب رتق بوده و خودش را براى مردى
(٦٨) همان، ص٢١٦، باب ٤، ح١.
(٦٩) همان، ص٢٠٨، باب١، ح٣ و٤.
(٧٠) همان، ص٢١٤، باب٢، ح٨ .