فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٢ - فقه و مقاصد شريعت آیت الله ابوالقاسم عليدوست
عرضيات است. (٨٥)
ـ مداخلات كتاب و سنّت در روابط خانواده، اجتماع، حكومت، قضاوت و مانند اينها كه در حجاز وجود داشت از اين خاستگاه نبود كه براى آن، مردم در اين زمينهها قانون وضع كند؛ زيرا اين قوانين گرچه به صورت غير موضوع، موجود بود و مردم با آن زندگى مىكردند. آن مداخلات از اين خاستگاه بود كه آنچه برخلاف اخلاق و كرامت انسانى و عدالت تلقّى مىشد و مانعهايى بر سر راه سلوك توحيدى بود برطرف گردد. منطق كتاب و سنّت اين بود كه سلوك معنوى با هرگونه عمل و اخلاق و هرگونه ساختار و نظام اجتماعى نمى سازد. قوانين، عادات و نهادهاى موجود در يك جامعه معين مىتواند سلوك معنوى افراد آن جامعه را قاعدتاً تسهيل كند يا دشوار گرداند. بى ترديد در مواردى نيز كتاب و سنّت، پارهاى از خلأهاى قانونى را از همين خاستگاه پر مىكرد.
اين اصلاحات و تعديلات مانند هر تغيير اجتماعى ديگر داراى چهار محدوديت بود: ١. واقعيات كه به صورت دادهها موجود بودند. ٢. قابليتها كه مىتوانستند به دادهها تبديل شوند. ٣.ضرورتها كه اين تبديل شدنها را محدود مىساختند. ٤. امكانات كه به وسيله آنها مىتوانستند قابليتها را به دادهها تبديل كنند... از مقدمات فوق چنين مىتوان نتيجه گرفت كه آنچه درباره روابط خانوادگى ، روابط اجتماعى، حكومت، قضاوت، مجازات، معاملات و مانند اينها به صورت امضائات بىتصرف يا امضائات همراه با اصلاح و تعديل در كتاب و سنّت وجود دارد، ابداعات كتاب و سنّت به منظور تعيين قوانين جاودانه براى روابط حقوقى خانواده يا روابط حقوقىجامعه و يا مسأله حكومت و مانند اينها نمىباشد. در اين امضائات آنچه جاودانه است اصول ارزشى است كه اهداف اصلاحات و تعديلات كتاب و سنّت مىباشد و مداخلات از آن الهام
(٨٥) همان، ص٨١و٨٢ ؛ همچنين عبدالكريم سروش، اندر باب اجتهاد، (به كوشش سعيد عدالت نژاد)، ص٣٢.