ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
و وحّدته ، و أنّ محمّدا عبده المبعوث بالهدى و دين الحقّ . ثمّ خرّ ساجدا نحو القبلة و أسلم .
( امام رضا عليه السّلام فرمود : اى عمران ، خبر مى دهم بتو ، تعقّل كن در مسأله اى كه طرح كردى ، زيرا اين مسأله از دشوارترين مسائلى است كه براى مردم مطرح مى گردد و كسى كه عقلش در معرض دگرگونى رو به نقص و علمش براى او ناپديد است آنرا نمى فهمد و آنانكه داراى عقل و انصافند از فهم آن ناتوان نيستند . امّا پاسخ نخستين سؤال تو اينست كه : اگر خداوند متعال مخلوقات را بانگيزگى نيازى از او به آنها آفريده بود ، امكان داشت كه گوينده اى بگويد : خداوند بر طبق آن مخلوقى كه مورد نيازش بود تغيير پيدا مى كند ، و لكن خداوند عزّ و جلّ چيزى را از روى نياز بدان نيافريده است و خداوند همواره موجود بوده است نه در چيزى و نه بر چيزى . جز اين نيست كه فقط مخلوقاتند كه بعضى از آنها بعضى ديگر را نگه ميدارد و بعضى در بعض ديگر داخل مى شود و از آن خارج مى گردد ، و خداوند عزّ و جلّ با قدرت خود حافظ همهء مخلوقات است ، و او در چيزى داخل نمى شود و از چيزى خارج نمى گردد و حفظ هيچ چيزى او را ناتوان نمى نمايد و از حفظش عاجز نمى ماند . و هيچ احدى از مخلوقات ، اين قدرت و چگونگى فعل خداوندى را نمى داند ، مگر خود خداوند عزّ و جلّ و كسى كه خدا او را مطلَّع ساخته است از رسولان و اهل راز و حافظان امر الهى و خزانه داران او كه با شريعت و قانون او قائمند . و جز اين نيست كه فعل خداوندى مانند بهم زدن چشم يا نزديكتر از آن است ، هنگامى كه چيزى را خواست ، فقط بآن مى گويد : « باش » و آن شيء با مشيّت و ارادهء خداوندى بوجود مى آيد . و هيچ چيزى از مخلوقات خداوند نزديكتر به او از چيزى ديگر نيست و چيزى براى خداوند از چيزى ديگر دورتر نيست . اى عمران ، آيا فهميدى عمران گفت : آرى اى سرور من ، قطعا فهميدم و شهادت مى دهم باين كه خداوند سبحان همانست كه تو او را توصيف نمودى و توحيدش را بيان فرمودى . و شهادت مى دهم باين كه محمّد ( ص ) بندهء او ، براى هدايت و گسترش دين حقّ براى همهء انسانها مبعوث شده است . سپس عمران بر روى خود بطرف قبله به سجده افتاد و اسلام آورد ) مسائلى ديگر از الهيّات در اين جملات وجود دارد كه بطور مختصر آنها را توضيح مى دهيم و تفسير مى نمائيم .