ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
< شعر > چرخ با اين اختران نغز خوش زيباستى صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت بر روى بالا همان با اصل خود يكتاستى هر چه عارض باشد آنرا جوهرى بايد نخست عقل بر اين دعوى ما شاهد گوياستى < / شعر > مير فندرسكى و چه فعلى كه بايد به فاعل منتهى گردد مانند بنا و بنّا .
٨ - فقط خداوند تبارك و تعالى است فرد و بىهمتا و بى نياز از هر موجودى كه او را بر پاى دارد و كمكش كند و امساكش نمايد . اين اصل هم از ضرورىترين اصول الهيّات است ، زيرا تصوّر موجودى كه براى خدا بعنوان برپاى دارنده و يا كمك و يا نگهدارندهء او بوده باشد ، مستلزم اختلال مفهوم اللَّه است كه غناى ذاتى و صمدانيّت مطلقه در آن ضرورت دارد .
از طرف ديگر تصوّر چنان موجودى كه خدا وابسته بآن بوده باشد ، مستلزم وجود عالىتر و قوىتر از خدا ميباشد كه شايستگى خداوندى را بيش از اللَّه نيازمند ، بآن دارا است ٩ - خطاها و اشتباهات مردم در اين مسائل ناشى از اينست كه مفاهيم و صفات خداوندى را با قياس به مفاهيم و صفات خداوند ، تصوّر شدهء خود ، تلقّى مى نمايند و نمى دانند كه با اين مقايسهها از حقّ و حقيقت دورتر ميشوند و تاريكىها را بوسيلهء تاريكىها مى خواهند روشن بسازند بهمين جهت است كه در اين مسائل فوق العاده با اهمّيّت از فهم و يقين محروم مى مانند و عاقبت تلاشهاى فكرى آنان به تحيّر و اضطراب منتهى مى گردد .
٢١ - عمران : يا سيّدى أشهد أنّه كما وصفت ، و لكن بقيت لى مسألة .