ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٧ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
غير خلق ( عمران گفت : اى سرور من ، آيا براى من از ابداع خبر مى دهى كه يكى از مخلوقات است يا نه ألامام ( ع ) : بل خلق ساكن لا يدرك بالسّكون ، و إنّما صار خلقا لأنّه شيء محدث ، و اللَّه الَّذى أحدثه فصار خلقا له ، و إنّما هو اللَّه عزّ و جلّ و خلقه لا ثالث بينهما و لا ثالث غيرهما ، فما خلق اللَّه عزّ و جلّ لم يعد أن يكون خلقه و قد يكون الخلق ساكنا و متحرّكا و مختلفا و مؤتلفا و متشابها و كلّ ما وقع عليه حدّ فهو خلق اللَّه عزّ و جلّ .
( امام فرمود : ابداع مخلوقى است ساكن ولى با سكون قابل ادراك نيست ، و بدانجهت ابداع مخلوق محسوب مى شود كه چيزيست حادث شده و خداوند است كه آن را بوجود آورده و آن ابداع مخلوق خدا گشته است . و جز خدا و مخلوقش چيز سومى نيست كه ميان آن دو بوده باشد و آنچه را كه خداوند عزّ و جلّ آفريده است ، بر كنار از مخلوق او نيست . مخلوقات خداوندى با اوصاف زير موصوف مى گردند : ساكن ، متحرّك ، مختلف ، تأليف يافته ، معلوم ، متشابه و هر چيزى كه حدّى براى آن واقع شود ، مخلوق خداوندى است ) در كلمهء ابداع كه مورد سؤال عمران قرار گرفته است ، دو معنى قابل تصوّر است
در كلمهء ابداع كه مورد سؤال عمران قرار گرفته است ، دو معنى قابل تصوّر است :
معناى يكم -
معناى يكم - فعل خداوندى است كه بمعناى انشاء و ايجاد بى سابقهء هستى است .
معناى دوم -
معناى دوم - مخلوقات است كه با مشيّت بالغهء خداوندى ابداع شدهاند .
احتمال مى رود در اينجا مقصود معناى دوم است كه مخلوقات ابداع شدهء خداوندى ميباشد زيرا ابداع فعل خداونديست مانند اخبار كه فعل خبر دهنده است و اين كه ابداع امرى است حادث در ماهيّت خود اين مفهوم است و احتياجى به سؤال و گفتگو ندارد ، بنا بر اين ، مقصود از خلق ساكن ، يعنى ثابت