ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٨ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
و محاسبه شده چنانكه در آيات قرآنى و حكم عقل در قلمرو هستى شناسى است ، نه بمعناى سكون در مقابل حركت ، لذا امام مى فرمايد : لا يدرك بالسّكون ( اين سكون كه در بارهء خلق گفته مى شود ، بمعناى معمولى آن كه عبارت است از استقرار جسم يا هر چيز ديگر در امتدادى از زمان در يك مكان و يا در هر موقعيّت ديگر ) براى تقويت اين احتمال مى توان اين جمله را كه امام فرموده است « و إنّما صار خلقا لأنّه شيء محدث » ( جز اين نيست كه ابداع مخلوق است ، زيرا چيزى است حادث ) در نظر گرفت پس ابداع واقعيّتى است كه تحقّق و عينيّت يافته است ، چنانكه خبر پديده اى تحقّق و عينيّت يافته از اخبار است . نظير آنكه نظامى در ديوانش آورده است :
< شعر > اى امر ترا نفاذ مطلق از امر تو كائنات مشتق < / شعر > يعنى كائنات تجسّم و مشتقّى از امر « كن » ( باش ) ميباشد . يك مسئلهء بسيار با اهمّيّت در جملات امام عليه السّلام اينست كه مى فرمايد : غير از خدا و مخلوقاتش واقعيّتى كه هستى سوم باشد وجود ندارد يعنى آنچه كه واقعيّت دارد ، خدا است و مخلوقاتش و چيزى وجود ندارد كه نه خدا باشد و نه مخلوقاتش . اين مسئله نفى ميكند هر چيزى را كه در عالم وجود تحقّق داشته باشد و مخلوق او نباشد . از اينجا است كه هيولاى قديم و زمان قديم و حركت قديم و مادّهء قديم و نفس قديم خيالاتى بيش نيستند . بقيّهء مطالب امام عليه السّلام در اين مسئله واضح است .
١٩ - و اعلم أنّ كلَّما أوجدتك الحواسّ فهو معنى مدرك للحواسّ و كلّ حاسّة تدلّ على ما جعل اللَّه عزّ و جلّ لها في إدراكها و الفهم من القلب بجميع ذلك كلَّه [ يجمع ذلك كلَّه ]