ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
و صفاته دون معناه ، فلو لا أنّ ذلك كذلك لكان المعبود الموحّد غير اللَّه تعالى ، لأنّ صفاته و أسمائه غيره ، أفهمت قال : نعم ، يا سيّدى ، زدنى .
( اگر صفات خداوندى كه ثنايش بزرگ است به او دلالت نكند و اسماء خداوندى بسوى او نخواند و معلوم حاصل از شناخت مخلوقات موجب ادراك معناى آن صفات و اسماء نباشد ، عبادت مخلوقات به اسماء و صفات خداوندى متعلَّق مى شود نه به معناى آن . اگر آن چنانكه گفتم نباشد ، معبودى كه مردم توحيد او را پذيرفتهاند و توحيد او را مى گويند غير از خود خدا مى باشد زيرا فرض اينست كه صفات و اسماء خداوندى غير از اوست . آيا فهميدى عمران گفت : آرى سرور من ، باز از اين مطالب بفرما . ) معناى صريح جملات امام اينست كه درك صفات و شناخت اسماء و بدست آوردن علمى از آيات هستى وابسته به هستى آفرين موجب معرفت و شناخت خداوندى است ، يعنى ما انسانها مى توانيم از راه صفات و اسماء و علم به آيات هستى ، خدا را بمقدار ظرفيّت و قدرت مغزى و روانى خود بشناسيم . استدلال امام عليه السّلام فوق العاده با اهمّيت است ، زيرا مى فرمايد : اگر صفات و اسماء خداوندى و حتّى علمى كه ما به آيات هستى وابسته به هستى - آفرين بدست مى آوريم دلالتى بمعانى خود كه خدا است نداشته باشند ، پس ما انسانها خود خداوند را عبادت نمى كنيم ، بلكه اسماء و صفات و آيات الهى را عبادت مى كنيم . اين فرمايش امام نظريّهء بعضى از متكلَّمين را كه مى گويند : همهء صفات ثبوتيّهء خداوندى سلب كنندهء صفات ضدّ آن صفات ثبوت مى باشند مردود مى سازد . [١]
[١] . برخى از متكلَّمين را عقيده بر آن است كه صفات ثبوتيّهء خداوندى مانند عالم ، قادر حىّ ، بدانجهت كه مفاهيم آنها اشاره به كمال ذات ربوبى مى كنند و ما از درك كمال ذات خداوندى ناتوانيم ، اشاره به سلب اضداد مى نمايند . خداوند عالم است يعنى جاهل نيست . قادر است ، يعنى ناتوان نيست . حىّ است يعنى مرده نيست . ولى بيان مبارك امام عليه السّلام صريح در اينست كه ما بوسيلهء صفات و اسماء ذات اقدس ربوبى ، معانى آنها را كه دريافتهائى را اگر چه اجمالا و بطور نمونه در بارهء آن موجود اقدس نصيب ما مى نمايند ، درك و دريافت مى نمائيم .