ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - نه
است . امام رضا عليه السّلام فرمود : نماز مى گزاريم و بر مى گرديم پس آن حضرت برخاست و مأمون هم برخاست . امام رضا عليه السّلام نماز را در داخل خواند و مردم در بيرون در پشت سر محمّد بن جعفر ( عموى آن حضرت ) نماز گزاردند سپس از نماز فارغ شدند ( امام رضا و مأمون ) و آن حضرت به جايگاهى كه مى نشست برگشت و عمران را خواست و فرمود : اى عمران ، سؤال كن . ) ١٢ - عمران : يا سيّدى ، ألا تخبرنى عن اللَّه عزّ و جلّ هل يوحّد بحقيقة أو يوحّد بوصف ( عمران گفت : سرور من ، آيا بمن خبر نمى دهى از اين كه خداوند عزّ و جلّ با حقيقتش شناخته مى شود يا با صفاتش ) الإمام : إنّ اللَّه المبدىء الواحد الكائن الأوّل ، لم يزل واحدا لا شيء معه ، فردا لا ثانى معه ، لا معلوما و لا مجهولا و لا محكما و لا متشابها و لا مذكورا و لا منسيّا و لا شيئا يقع عليه اسم شيء من الأشياء غيره ، و لا من وقت كان و لا إلى وقت يكون ، و لا بشىء قام و لا إلى شيء يقوم و لا إلى شيء استند و لا في شيء استكن ، و ذلك كلَّه قبل الخلق إذ لا شيء غيره ، و ما أوقعت عليه من الكلّ فهى صفات محدثة و ترجمة يفهم بها من فهم . و اعلم أنّ الإبداع و المشيّة و الإرادة معناها واحد و أسماؤها ثلاثة و كان أوّل إبداعه و إرادته و مشيّته الحروف الَّتى جعلها أصلا لكلّ شيء و دليلا على كلّ مدرك و فاصلا لكلّ مشكل .
( امام فرمود : خداوندى كه ابتدا كنندهء هستى ( ايجاد كنندهء مخلوقات بى سابقهء هستى ) و يگانه موجود اوّل است ، بىهمتائى بود كه هيچ چيزى با او نبود ، فردى بود كه براى او دوم نبود ، نه معلوم و نه مجهول ، شناخت او نه محكم و نه متشابه و نه مورد تذكَّر و نه فراموش شده بود . خداوند سبحان چيزى نبود كه اسم چيزى از اشياء غير از خود او بر او تطبيق شود . وجود خداوندى نه از زمانى آغاز شده و نه براى وجود او زمانى بعنوان پايان قابل تصوّر است ، موجوديّت او نه بوسيلهء