ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - نه
و جاهل ، صحّت آن حديث قدسى كه از خداوند سبحان نقل شده است كه مى فرمايد : ) * كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكى أعرف ( من يك خزانهء پنهانى بودم . پس خواستم شناخته شوم ، لذا مخلوقات را آفريدم تا شناخته شوم . ) با نظر به جملات مورد تفسير از حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام مطلبى صحيح بنظر نمى رسيد ، زيرا پيش از خلقت و حتّى پس از خلقت براى خداوند سبحان نه مخفى بودن صدق ميكند و نه آشكار بودن . بلكه بايد گفت : تعبير كنز مخفى بر مقام شامخ ربوبى ، تعبير بسيار پائين و ناچيزيست .
مطلب چهارم -
مطلب چهارم - هيچ اسمى جز اسماء مقدّس ربوبى براى آن ذات اقدس وجود نداشت . شايد منظور امام عليه السّلام حتّى نفى صفات فعليّه از آن ذات اقدس ميباشد ، زيرا پيش از خلقت موضوعى براى زنده كردن ( محيى ) و و ميراندن ( مميت ) و روزى دادن ( رازق ) وجود نداشته است .
مطلب پنجم -
مطلب پنجم - خداوند سبحان فراسوى زمان است ، نه براى وجود او ابتداى زمانى قابل تصوّر است و نه پايان زمانى ، زيرا زمان كه در دو مجرى قابل تحقّق است ، هيچ يك نمى تواند در بارهء خدا صدق كند :
مجراى يكم
مجراى يكم - امتداد ذهنى كه از ارتباط مغز با حركت ( چه درونى و چه برونى ) بوجود مى آيد و كشش زمان را به سه نقطهء : گذشته ، حال و آيندهء تقسيم مى نمايد [١] .
مجراى دوم -
مجراى دوم - ترتّب حلقههاى زنجيرى علل و معلولات كه در نظام هستى در جريان است ، اين زمان كه مى توانيم آن را ترتّب علل و معلولات بناميم ،
[١] . < شعر > لا مكانى كه در او نور خداست ماضى و مستقبل و حالش كجاست هست هشيارى زياد ما مضى ماضى و مستقبلت پردهء خدا آتش اندر زن بهر دو تا يكى پر گره باشى از اين هر دو چونى < / شعر >