با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٧ - ١٧ - نينوا
ابو شعثا گفت: عصيان پروردگار كردى و از پيشوايت در هلاكت نفس خويش اطاعت كردى! و ننگ و جهنم را به دست آوردى! كه خداى عزوجل فرمود: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» (قصص/ ٤١)؛ آنها را پيشوايانى قرار داديم كه به سوى جهنم بخوانند و روز رستخيز يارى نبينند و آن پيشواى تو است.
حرّ بن يزيد، حسين و يارانش را ناگزير كرد كه در آن جاى بدون آب و آبادى فرود آيند. گفت: بگذار در اين روستا (نينوا) يا آن روستا (غاضريه) [١] و يا آن ديگرى (شفيّه) [٢] فرود آييم.
گفت: نه به خدا سوگند نمىتوانم! اين مرد را جاسوس من فرستادهاند.
زهير بن قين گفت: اى فرزند رسول خدا (ص) جنگ با اينان، از جنگ با آنها كه از اين پس به مقابله ما مىآيند، آسانتر است. به جانم سوگند، از پى اينان كه مىبينى كسانى سوى ما مىآيند كه ما ياراى مقابله با آنان را نداريم!
حسين (ع) گفت: من كسى نيستم كه جنگ آغاز كنم.
زهير بن قين گفت: ما را به اين روستا ببر تا در آنجا فرود آييم كه استوار است؛ و بر ساحل فرات واقع مىباشد. اگر ما را نگذارند با آنها مىجنگيم، و جنگ ما با اينان از جنگ با آنهايى كه از پى آنان مىآيند آسانتر است.
حسين فرمود: آن چه روستايى است؟
گفت: عقر. [٣]
حسين گفت: خدايا به تو پناه مىبرم از عقر!
سپس فرود آمد؛ و اين به روز پنجشنبه دوم محرم سال ٦١ بود.» [٤]
[١]- غاضريه: دهكدهاى منسوب به غاضره از بنى اسد. به فاصله حدود يك كيلومتر در شمال كربلا (خطبالامام الحسين (ع)، ج ١، ص ١٣٤)
[٢] شفيّه: نيز روستايى نزديك كربلا (ابصارالعين، ص ١٦٨) و آن چاهى است از بنى اسد (خطب الامام الحسين، ج ١، ص ١٣٤).
[٣] عقر: «... عقر چند جا است. از آن جمله است عقر بابل نزديك كربلا از سوى كوفه ...» (ر. ك: معجم البلدان، ج ٤، ص ١٣٦).
[٤] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٠٩؛ الارشاد، ص ٢٠٩ با اندكى تفاوت؛ و ر. ك: انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٨٤- ٣٨٥ و مثيرالاحزان، ص ٤٨.