با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٧ - درنگ و نگرش
آنگاه حضرت به يكى از يارانش گفت: «به خدا سوگند نمىتوانم در برابر اينان شكيبا باشم!» [١] ابن عبدربّه مىنويسد: با او- عمر بن سعد- سپاهى فرستاد. اين خبر در شراف به حسين رسيد؛ [٢] و او آهنگ بازگشت كرد. پنج تن از بنى عقيل با او همراه بودند ... [٣]
طبرى نيز در اينباره روايتى دارد: حسين بن على با نامهاى كه مسلم بن عقيل برايش نوشته بود، پيش رفت. چون به سه ميلى قادسيه رسيد، حر بن يزيد تميمى با او ديدار كرد و گفت: به كجا مىروى؟ گفت: به اين شهر! گفت: بازگرد كه من پشت سر خود خيرى ننهادهام كه بدان اميدوار باشم! حسين آهنگ بازگشت كرد. ولى برادران مسلم كه با وى بودند گفتند: به خدا سوگند باز نمىگرديم تا آن كه انتقام خويش را بگيريم و يا كشته شويم! گفت: زندگى پس از شما گوارا نيست. آنگاه حركت كرد و پس از برخورد با جلوداران سپاه عبيداللّه، به سوى كربلا بازگشت. [٤]
اين روايت با روايت- مطابق با مشهور- خود طبرى مخالفت دارد زيرا حر در رأس هزار سوار پس از شراف با امام (ع) ديدار كرد. او از سوى ابن زياد مأموريت يافته بود كه از امام (ع) جدا نشود تا او را به كوفه بياورد!
در همان حال كه همپاى حسين (ع) حركت مىكرد، در ذى حسم خطاب به آن حضرت گفت: اى حسين درباره جانت خداى را به يادت مىآورم، من گواهى مىدهم كه اگر بجنگى و اگر هم با تو بجنگند كشته مىشوى! حسين (ع) گفت:
[١] الامامة السياسه، ج ٢، ص ٥. اين روايت گذشته از آشفتگى متن آن، روايتى مرسل است (زيرا با كلمه «گفتهاند»، آمده است) عمرو بن سعيد نيز در آن هنگام والى مكّه بود و تحت فرمان ابن زياد نبود. كسى كه ابن زياد فرستاد عمر بن سعد بود و نه او. همچنين جاى اين رويداد را نيز تعيين نمىكند. وانگهى ابن سعد زمانى اعزام شد كه امام (ع) به كربلا آمد، و كار را بر او سخت كردند و نگذاشتند كه هر كجا بخواهد برود. دقت كنيد!
[٢] شراف: آبى است در نجد، ميان واقصه و قرعاء، در هشت ميلى احساء (ر. ك: معجمالبلدان، ج ٣، ص ٢٢١).
[٣] عقدالفريد، ج ٤، ص ٣٣٥. از نظر سيره نويسان اين روايت از روايت ابن قتيبه بسيار آشفتهتر است. و با روايت مشهور در اين باره اختلاف فاحش دارد. زيرا كسى كه در شراف با امام برخورد كرد حر بن يزيد رياحى بود. ابن زياد او را با هزار سوار فرستاد تا امام و همراهانش را اسير كند و به كوفه ببرد! در آن روزها، عمر سعد هنوز از سوى ابن زياد فرماندهى كل نيروى اعزامى به جنگ با امام (ع) را نيافته بود.
[٤] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٧؛ و ر. ك: تذكرة الخواص، ص ٢٢١- ٢٢٢.