با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥ - درنگ و نگرش
درنگ و نگرش
١- كار هانى بن عروه خواننده را دچار شگفتى مىسازد و از خود مىپرسد، او كه از مكارى و خيانت ابن زياد آگاه بود و تجربه سياسى و اجتماعى و تجربه عمر بلندش به او حكم مىكرد كه احتمال بدهد ممكن است جريان قيام به وسيله جاسوسان ابن زياد كشف شده باشد، چگونه بدون آمادگى و انجام احتياط لازم براى روبهرو شدن با ابن زياد، به پاى خودش به سوى اهانت و حبس و قتل رفت؟! براى مثال او مىتوانست شمارى از مردان قبيله مذحج را با خود همراه ببرد؛ تا آن كه ابن زياد با وجود آنها نتواند به او اهانت كند و يا او را به زندان افكند يا به قتل برساند. يا اين كه مىتوانست يك دسته از آنان را بر در قصر بگمارد تا در صورتى كه او از وقت معيّنى تأخير مىكرد، به كاخ يورش برند.
اين پرسشها به جاى خود درست است؛ و بسيار بعيد مىنمايد كه چنانچه فرستادگان ابن زياد از جلّادان و افراد مشكوك مىبودند، هانى احتياط لازم را براى مشكلات اجتماعى ديدار با ابن زياد در قصر به عمل نمىآورد. ليكن فرستادگانى كه ابنزياد- با آگاهى و نيرنگ- برگزيد، از كسانى بودند كه هانى درباره هيچ يك از آنان شك نكرد. از جمله آنها عمرو بن حجّاج زبيدى [پدر همسرش] بود كه دخترش، رويحه، همسر هانى بود. ديگرى اسماء بن خارجه، يا پسرش حسّان، [١] رئيس قبيله فزاره بود. [٢] شخص ديگر محمد بن اشعث، رئيس قبيله كنده بود. [٣] اينها همه از بزرگان و اشراف كوفه بودند؛ و هيچ گاه به ذهن هانى خطور نمىكرد كه بدعهدى يا خيانتى از آنان سر بزند.
وجود اين قراين، هانى را وادار كرد كه هرگونه احتمال سوئى را بعيد بشمارد. اين بود كه نيرويى آماده نساخت و براى مشكلات احتمالى اين ديدار مقدمات لازم را فراهم نياورد.
[١]- منابع تاريخى درباره اين كه يكى از فرستادگان ابن زياد نزد هانى، اسماء يا پسرش حسّان بوده است، اختلافنظر دارند. ليكن از روايت ارشاد- متن- چنين بر مىآيد كه گويى حسّان در زمره فرستادگان نبود، بلكه پدرش را همراهى مىكرد. وى پس از مشاهده رفتار ابن زياد با هانى به او اعتراض كرد و ابن زياد در پاسخاش گفت: تو اينجا هستى؟ گويى كه پيش از آن متوجه حضور او نشده بود.
[٢] ر. ك: حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج ٢، ص ٣٧٢.
[٣] همان.