با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩ - اشاره
معقل براى شناسايى مسلم بن عوسجه، نيازمند تلاش زياد نبود؛ چرا كه وى از بزرگان و مشاهير كوفه بود. معقل درباره چگونگى شناخت مسلم خطاب به وى گفت:
«از كسانى شنيدم كه گفتند: اين مرد نسبت به اهلبيت آگاه است؛ و نزد تو آمدم تا اين مال را بگيرى و مرا به سوى دوست خود راهنمايى كنى و اگر مىخواهى، پيش از رسيدن نزد او از من بيعت بگير». [١]
ابن عوسجه ناخشنودى خويش را از اين كه معقل توانسته بود با اين سرعت او را شناسايى كند ابراز داشت و گفت: «از بيم قدرت اين ستمگر دوست نداشتم كه پيش از بالا گرفتن كار مسلم مرا شناسايى كنى ...» [٢]
وانگهى مسلم بن عوسجه پيش از كسب اجازه براى معقل، چند روزى او را معطل كرد؛ و در اين مدت در منزلش با او ديدار مىكرد: «چند روزى به خانهام بيا و من از دوست تو برايت اجازه ورود مىگيرم ...» [٣] نيز پيش از آنكه از مسلم اجازه بگيرد معقل را نزد وى نبرد. بدون شك كسب اجازه پس از شرح حال ظاهرى مسلم انجام گرديد. از نشانههاى مهارت ابن زياد و معقل در كار جاسوسى اين است كه ابن زياد به او سفارش كرد خودش را اهل شام و از ساكنان حمص معرفى كند. [٤]
مقصودش اين بود كه مسلم بن عوسجه نتواند درباره حقيقت حال او در قبايل كوفه پرس و جو كند. نيز به نظر مىرسد كه در آن روزگار، مردم حمص به دوستى اهلبيت مشهور بودند، يا آن كه معروف بود كه كسانى از دوستان اهلبيت در ميان آنها هستند.
معقل به اين سبب بايد چنين ادعايى مىكرد كه بتواند به كسى كه مىخواست از طريق او
[١] ابصار العين، ص ١٠٨- ١٠٩؛ ر. ك. الارشاد، ص ١٨٩؛ تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٨٢.
[٢] همان.
[٣] ر. ك. الارشاد، ص ١٨٩.
[٤] ابن نما گويد: عبيداللّه زياد كه از محل اختفاى مسلم بى خبر بود، غلامش، معقل را فرا خواند و به او چهار هزار درهم داد ... و به او فرمان داد كه با متولى كار بيعت به خوبى ارتباط برقرار كند و گفت: به او بگو كه تو از اهل حمص هستى و براى اين كار آمدهاى. او نيز پيوسته در كارش ظرافت به خرج مىداد تا آن كه به مسلم بن عوسجه اسدى رسيد ...» (مثيرالاحزان، ص ٣٢).