با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠ - اقدامهاى سركوبگرانه
به فرمانبردارى تشويق كرد. او مدّعى شد كه يزيد به او فرمان داده است تا به ستمديدگان انصاف دهد، به محرومان عطا بخشد و به كسانى كه گوش شنوا دارند و فرمانبردارند نيكى كند! ابن زياد گفت: «امّا بعد، اميرالمؤمنين- خدا كارش را راست گرداند- مرا به شهر و ديار شما گماشت و فرمان داد تا با ستمديدگان انصاف دهم، به محرومان ببخشم و به آنهايى كه گوش شنوا دارند و فرمانبردارى مىكنند نيكى كنم! و بر فريبكاران و نافرمانها سخت بگيرم. من در ميان شما پيرو فرمان اويم و پيمان او را در ميان شما اجرا مىكنم. من نسبت به نيكان و فرمانبرداران شما مانند پدرى مهربانم! و تازيانه و شمشيرم بر روى كسان نافرمان و پيمان شكن كشيده است. هركس از شما بايد تنها به حفظ جان خويش بينديشد. [١]
آنگاه سخنرانىاش را با يك تصميم سركوبگرانه و ترسناك ادامه داد. «او بر مهتران و عامه مردم بسيار سخت گرفت و گفت: نام غريبهها و كسانى را كه اميرالمؤمنين در پى آنها است و نام خوارج و اشخاص دو دل را كه كارشان اختلاف و تفرقه است برايم بنويسيد.
هر كس نام آنها را بنويسد، آزاد است و هركس هيچ ننويسد، متعهّد است كه در حوزه رياست او كسى با من مخالفت نورزد و هيچ سركشى نسبت به ما سركشى نكند. هر كس چنين نكند ذمّه از او برداشته است و مال او و ريختن خون او بر ما حلال است. هر مهترى كه در حوزه رياستش كسى پيدا شود كه اميرالمؤمنين در پى او است، و او به ما گزارش نداده باشد، بر در خانهاش دار زده مىشود و آن مهتر از عطا محروم مىگردد و به جايى در عمان الزاره [٢] فرستاده مىشود.» [٣]
اين تصميم ستمگرانه بر روند حوادث كوفه بزرگترين تأثير را گذاشت. زيرا مهتران در آن هنگام واسطه ميان مردم و حكومت بودند و مسؤوليت امور قبايل با آنها بود.
[١] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٨١؛ الارشاد، ص ١٨٨.
[٢] جايى است مشهور بر ساحل خليج نزديك عمان و بسيار گرم. در آن هنگام مخالفان به آنجا تبعيد مىشدند.
[٣] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٨١؛ الارشاد، ص ١٨٨؛ تذكرة الخواص، ص ٢٠٠.