با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨ - در آستانه انقلاب
امام (ع) قيس بن مسهّر صيداوى و عمارة بن عبيداله سلولى و عبداللّه و عبدالرّحمن، پسران شدّاد ارحبى، [١] را با وى همراه كرده بود. بنا به قولى عبداللّه بن يقطر را نيز با او فرستاد. [٢]
امام (ع) به مسلم بن عقيل سفارش كرد كه بر موثّقترين اهل كوفه وارد شود و فرمود:
«آن گاه كه به شهر درآمدى نزد موثّقترين مردم شهر فرود آى» [٣]
نقل شده است كه او بر مسلم بن عوسجه وارد شد. [٤] نيز نقل شده است، وى نخست بر هانى بن عروه، وارد گرديد. [٥] ولى مشهور اين است كه مسلم نخست در خانه مختار بن ابى عبيد ثقفى فرود آمد؛ و سپس از آنجا به خانه هانى نقل مكان كرد. [٦]
امام حسين (ع) رفتن خويش به كوفه را منوط به اين امر كرد كه: مسلم بايد به او بنويسد كه مردم كوفه به حقيقت، همان طورى هستند كه در نامههايشان آمده و پيكهايشان گفتهاند. آن حضرت در نامه نخست خود به كوفيان نوشت: ... چنانچه او براى من نوشت كه عامه مردم خردمندان همانطور كه پيكهايتان گفتهاند و در نامه هايتان خواندم همرأى هستند، به خواست خداوند به زودى نزد شما مىآيم ...» [٧]
در روايت ديگرى آمده است كه امام (ع) در نامهاى خطاب به آنان چنين گفت: اگر شما همان طورى كه پيكهايتان گفتهاند و در نامههايتان خواندهام هستيد، با پسر عمويم برخيزيد و با او بيعت كنيد و او را وا مگذاريد ...» [٨].
[١] ر. ك: الارشاد، ص ١٨٦؛ تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٧٧؛ زندگينامه اشخاص سه گانه در جلد سوم آمده است: ص ٦٩- ٧٣، ص ٤٢ و ص ٤٢- ٤٤، به طور متوالى.
[٢] ر. ك: ابصارالعين، ص ٩٤، زندگينامه ابن يقطر نيز در جزء سوم (ص ١٧٠) آمده است.
[٣] الفتوح، ج ٥، ص ٣٦؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٩٦.
[٤] ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٧٥؛ و ر. ك: مروج الذهب، ج ٣، ص ٥٥؛ زندگينامه مسلم بن عقيل درجلد دوم آمده است.
[٥] ر. ك: سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٢٩٩.
[٦] ر. ك: الارشاد، ص ١٨٦؛ تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٧٩؛ ابصارالعين، ص ٨٠. زندگينامه مختار بن ابى عبيد ثقفى در جزء دوم آمده است.
[٧] الارشاد، ص ١٨٦؛ تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٧٨؛ الاخبار الطوال، ص ٢٣١.
[٨] الفتوح، ج ٥، ص ٣٥، مقتل الخوارزمى، ج ١، ص ١٩٥- ١٩٦.