با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٢ - مجمع بن عبدالله عائذى و پسرش عائذ
آنان را در محاصره گرفته از يارانشان جدا ساخت. حسين (ع) با ديدن اين منظره برادرش عباس (ع) را به يارى آنان فرستاد. عباس براى نجات آنان، به پيكار دشمنان رفت و به تنهايى شمشير در ميانشان نهاد. تا آن كه آنان را آزاد ساخت. آنان كه زخمى شده بودند همراه وى آمدند. امّا در ميان راه دشمن دوباره راه را بر آنان بست. آنها (از عباس جدا شده) از چشم عباس دور افتادند. و با شمشير يكباره به دشمن حمله بردند و آن قدر جنگيدند تا همگى يكجا كشته شدند. عباس آنان را رها كرد و نزد حسين (ع) بازگشت و موضوع را به آگاهى امام (ع) رساند. امام (ع) چندين بار بر آنان رحمت فرستاد. [١]
سلام بر عمرو بن خالد صيداوى، روزى كه زاده شد و روزى كه به شهادت رسيد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود.
سعد، غلام عمرو بن خالد
اين غلام، مردى شريف النفس و بلند همت بود. او به همراهى آقايش عمرو به حضور امام حسين (ع) رسيد و در ركاب آن حضرت جنگيد تا به شهادت رسيد. داستان او و آمدنش به كربلا و چگونه كشته شدنشان را در ماجراى عمرو گفتيم. [٢]
سلام بر سعد، روزى كه زاده شد و روزى كه به شهادت رسيد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود.
مجمع بن عبداللّه عائذى و پسرش عائذ
نام كامل وى مجمع بن عبداللّه بن مجمع بن مالك بن اياس بن عبد مناة بن عبيداللّه بن سعد العشيره مذحجى عائذى است.
عبداللّه بن مجمع عائذى از صحابه و پسرش مجمع از تابعان و از ياران اميرالمؤمنين (ع) بود. نسب نگاران و طبقه نويسان از آن دو ياد كردهاند.
[١] ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٣٠؛ ابصار العين، ص ١١٦.
[٢] ر. ك: ابصارالعين، ص ١١٧.