با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٩ - نافع بن هلال جملى كيست؟
است و باب جهاد را به رويشان گشوده است تا به شهادت، يعنى بالاترين آرزوى مؤمنان راستين دست يابند!
انسانيت پيوسته تا به امروز- و تا روز قيامت- داستان اين صحنه از صحنههاى مسير كاروان حسينى را مىخواند و سخنان نافع و برير را تحسين مىكند و با خشوع و پسند در معانى بلند سخنان زهير بن قين، در اين سرود جانبازى و فداكارى مىانديشد كه گفت: به خدا سوگند، اگر دنيا سراى باقى بود و ما درآن جاودانه مىبوديم؛ و جدايى ما از دنيا به سبب كمك و يارى تو مىبود، بيرون رفتن با تو را بر ماندن در دنيا بر مىگزيديم.
٢- نيز از اين سخن حضرت كه فرمود: آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىشود و از باطل اجتناب نمىگردد، در اين شرايط مؤمن، حقيقتاً بايد شوق ديدار پروردگارش را داشته باشد. من مرگ را جز شهادت و زندگى با ستمكاران را جز زجر نمىبينم، استفاده مىشود كه مؤمنان- در عصر و دورهاى- مانند همين وضعيت، وظيفه دارند كه براى خدا قيام كنند؛ امر به معروف و نهى از منكر كنند؛ و بكوشند واقعيّات جامعه را بر پايه فرمان خداوند تغيير دهند.
نافع بن هلال جملى كيست؟
نام كامل وى نافع بن هلال بن نافع بن جمل بن سعد العشيرة بن مذحج مذحجى جملى است. نافع سالارى شريف، بزرگوار و شجاع بود. قارى قرآن و از نويسندگان و حاملان حديث و از ياران اميرالمؤمنين (ع) بود؛ و در جنگهاى سهگانه آن حضرت در عراق شركت داشت.
او پيش از قتل مسلم بن عقيل به سوى حسين (ع) حركت كرد و در راه به او رسيد. او سفارش كرد كه اسبش به نام كامل را در پى او بياورند؛ و عمرو بن خالد و يارانش كه (مجمع بن عبداللّه عائذى و پسرش عائذ؛ سعد، غلام عمر؛ واضح ترك، غلام حرث سلمانى) آن را با خود يدك آوردند. [١]
[١] ر. ك. ابصارالعين، ص ١٤٧.