با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٥ - دو نكته
فرزدق گفت: اين حسين، پسر فاطمه زهرا، دختر محمد (ص) است. به خدا سوگند، او برگزيده خدا و فرزند برگزيده خدا است. او پس از محمد (ص) برترين آفريدگان خدا است كه بر زمين راه رفته است. من ديروز در وصف او ابياتى سرودهام كه بد نيست بشنوى.
پسر عمويش گفت: اى ابافرس، بدم نمىآيد، اگر مصلحت مىدانى سرودهات را درباره او برايم بخوان. فرزدق گفت: بلى من اين ابيات را درباره او و پدر و جدش (ص) سرودهام:
هذا الذى تعرف البطحاء و طأته و البيت يعرفه و الحلّ و الحرمُ
هذا ابن خير عباداللّه كلهم هذا التقى النقى الطاهر العلم
هذا حسين رسول اللّه والده امست بنور هداه تهتدى الامم
اين كسى است كه سرزمين بطحا با گامهايش آشنا است و خانه خدا و حلّ و حرم او را مىشناسد؛
پدارنش بهترين همه بندگان خداىاند، او پارسا، پاكيزه، پاك و مشهور است؛
او حسين است و رسول خدا (ص) پدر او است كه در پرتو نور هدايتش، امتها هدايت گردند. و تا آخر قصيده خود كه مشهور به «عصماء» است ادامه داد. آنگاه فرزدق رو به پسر عمويش كرد و گفت: به خدا سوگند، من اين ابيات را بى هيچ چشمداشتى به نيكى او سرودم. قصد من فقط خداوند و سراى آخرت بود. [١]
دو نكته
متن اين روايت نشان مىدهد كه فرزدق در شقوق، از قتل مسلم (كه در هشتم يا نهم ذى حجّه كشته شد) آگاه بود، بنابراين فرزدق- دست كم- پس از هشتم يا نهم ذى حجّه در شقوق بوده و به طور قطع در ايّام حجّ به مكّه نرسيده است. چرا كه فاصله ميان آنجا تا مكّه بسيار زياد است. از اين رو ناچاريم كه زمان و مكانى را كه روايت بدان تصريح دارد و نيز اين جمله را كه «فرزدق با امام خداحافظى كرد و براى انجام حجّ رهسپار مكّه شد» نپذيريم!
[١] الفتوح، ج ٥، ص ١٢٤- ١٢٩؛ مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ٣٢١، شماره ٥.