با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٨ - آيا زهير بن قين عثمانى بود؟
حبيب بن مظاهر گفت: به خدا سوگند بدترين مردمى كه در روز قيامت نزد خداوند مىآيند، آنهايى هستند كه فرزندان و خانواده و خاندان پيامبر (ص) و بندگان سحرخيز و ذكر گوى اين شهر را كشته باشند.
عزرة بن قيس گفت: خوب خود را پاك و پاكيزه جلوه مىدهى!
زهير گفت: اى عزره، خدا وجود مرا پاكيزه و هدايت كرده است. اى عزره از خدا بترس كه من خيرخواه توام، اى عزره تو را به خدا سوگند گمراهانى را كه جانهاى پاك را مىكشند يارى مكن!
گفت: اى زهير، نزد ما شيعه اهلبيت نبودى، بلكه عثمانى بودى!
گفت: آيا اينك كه در اينجا هستم نشان آن نيست كه از آنهايم؟ به خدا سوگند من هرگز براى او نامهاى ننوشتهام و پيكى نفرستادهام و به او وعده يارى ندادهام. [١] ولى راه، ما را با هم در يكجا گرد آورد. چون او را ديدم رسول خدا (ص) و منزلت حسين (ع) نزد او را به ياد آوردم و فهميدم كه از دشمنان او و حزب شما چه برايش پيش مىآيد، و چنين ديدم كه يارىاش كنم و در حزب او باشم و براى حفظ حقوقى كه شما از خدا و رسول خدا (ص) تباه كردهايد، جانم را در راه او فدا كنم ...» [٢]
ولى بلاذرى گفته است: «گويند: زهيربن قين بجلى در مكّه طرفدار عثمان بود، آنگاه با شتاب از مكّه باز گشت، راه، او و حسين را به هم ملحق كرد ...» [٣]
طبرى نيز- همانطور كه آورديم- ناخوشنودى زهير رااز اين كه در راه با حسين (ع) در يك جا فرود آيد روايت كرده است. [٤]
روايت دينورى نيز تأييد مىكند كه زهير از رفتن نزد امام (ع) در زرود خوددارى ورزيد! و دوست نداشت كه با او ملاقات كند. [٥]
[١]- اين تعبيرهاى زهير كنايهاى است به عزرةبن قيس، چراكه وى از كسانى بود كه به امام در مكّه نامهنوشتند و پيك فرستاند و به آن حضرت وعده پيروزى دادند.
[٢] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣١٤.
[٣] انساب الاشراف، ج ٢، ص ٣٧٨- ٣٧٩.
[٤] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٠٣.
[٥] الاخبار الطوال، ص ٢٤٦.